این الرجبیون؛



شب اول این ماه، یکی از چهار شبی است که شب زنده داری در آن تأکید شده است. و یکی از مراقبتها این است که در هنگام دیدن ماه در شب اول، دعایی که روایت شده است را بخواند. و سزاوار است موقعی که در این دعا، به دعای آمادگی برای آمادگی در شعبان و رمضان می رسد، آن را با توجه بخواند و در اوقات دعایش نیز آن را زیاد بخواند تا با این دعا، آمادگی کاملی برای ورود به این دو ماه پیدا کند و و مستحب است بعد از نماز عشا دعاهای روایت شده در اقبال را بخواند .
گروه فرهنگی مشرق - یکی از مراقبتهای مهم در این ماه به یاد داشتن حدیث " مَلَک ِ داعی" است که از پیامبر "ص" روایت شده است. پیامبر اکرم "ص" فرمود : "خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته ای را قرار داده است که "داعی" گفته می شود. هنگامی که ماه رجب آمد، این فرشته در هر شب این ماه تا صبح می گوید: خوشا به حال تسبیح کنندگان خدا، خوشا به حال فرمانبرداران خدا. خدای متعال می فرماید: همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند، فرمانبردار کسی هستم که فرمانبردارم باشد و بخشندۀ خواهان بخشایش هستم. ماه، ماه من؛ بنده، بنده من و رحمت، رحمت من است. هر کسی در این  ماه مرا بخواند او را اجابت می کنم و هر کس از من چیزی بخواهد به او می دهم و هر کس از من هدایت بخواهد، او را هدایت می کنم. این ماه را رشته ای بین خود و بندگانم قرار دادم که هر کس آن را بگیرد به من می رسد ."

شب اول این ماه، یکی از چهار شبی است که شب زنده داری در آن تأکید شده است. و یکی از مراقبتها این است که در هنگام دیدن ماه در شب اول، دعایی که روایت شده است را بخواند. و سزاوار است موقعی که در این دعا، به دعای آمادگی برای آمادگی در شعبان و رمضان می رسد، آن را با توجه بخواند و در اوقات دعایش نیز آن را زیاد بخواند تا با این دعا، آمادگی کاملی برای ورود به این دو ماه پیدا کند و و مستحب است بعد از نماز عشا دعاهای روایت شده در اقبال را بخواند .

در کتاب اقبال، نمازهایی برای این شب نقل شده که من آسانترین آنها را برای افراد ضعیفی مانند خود می گویم. در آن کتاب از پیامبر "ص" روایت شده است که فرمودند: کسی که بعد از بجا آوردن نماز ِ مغرب ِ شب ِ اول رجب، بیست رکعت نماز بجا آورده که در هر رکعتی، سوره "فاتحه" و "اخلاص" را یک مرتبه خوانده و برای هر دو رکعتی یک سلام بدهد - در اینجا رسول خدا "ص" فرمود: آیا ثواب این نماز را می دانید ؟ اصحاب عرض کردند: خدا و رسولش داناترند. پیامبر "ص" فرمودند: روح الامین این نماز را به من یاد داد. و آستینهای خود را بالا زدند - خود و خانواده و مال و فرزندانش محفوظ می ماند و از عذاب قبر پناه داده می شود و از صراط، بدون حساب، مانند برق می گذرد .

نماز آسانتری نیز در این کتاب از پیامبر "ص" روایت شده است : پیامبر "ص" فرمود : کسی که دو رکعت نماز در شب اول ماه رجب بعد از نماز عشا بخواند و در رکعت اول آن سوره "فاتحه" و "الم نشرح" را یک بار و "قل هو الله احد" را سه بار و در رکعت دوم سوره "فاتحه" و "الم نشرح" و "قل هو الله احد" و "معوذتین "(ناس و فلق) را هر کدام را یک بار بخواند ، سپس تشهد را بخواند و سلام دهد و بعد از آن سی بار " لا اله الا الله" بگوید و سپس سی بار بر پیامبر "ص" صلوات فرستد ، گناهان گذشته او آمرزیده شده و او را مانند روزی که از مادر متولد شده از گناهان بیرون می برد.

نمازی هم در تمام شبهای این ماه وارد شده که در کتاب اقبال و از کتاب " التحفه" حلوانی روایت شده است : رسول خدا "ص" فرمودند : "هر کس در رجب شصت رکعت نماز بجا آورد ؛ در هر شبی از این ماه دو رکعت که در هر رکعت آن ، سوره فاتحه را یک بار و قل یا ایها الکافرون را سه بار و قل هو الله احد را یک بار بخواند و هنگامی که سلام نماز را داد ، دستهای خود را بلند کرده و بگوید : لا اله الا الله وحده لا شریک له ، له المُلک ُ و له الحمد ، یُحیی و یُمیت و هو حیٌ لا یَموت ، بِیَده الخیر و هو علی کل شیءٍ قدیر و الیه المصیر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم . اللهم صل علی محمد و آل محمد ٍ النبی ِ الاُمی . و دستهای خود را به صورت بکشد ، خداوند متعال دعای او را مستجاب می کند  و ثواب شصت حج و شصت عمره به او می دهد."

....

باید در تمام این ماه و ماه شعبان و رمضان و تمام عمر، اهمیت زیادی به دعا جهت توفیق اخلاص داده، و توجه به خدای متعال با نامهای او مانند کریم العفو و مُبَدل السیئات و توسل به او به وسیله محمد و آل او "ص" را زیاد کند. زیرا روی ما لیاقت توجه به حضرت قدس خدا را ندارد و برای جبران این نقص باید به اولیای آبرومند او متوسل شد. و آنگاه شب خود را با توسل به نگهبانان آن که از معصومین "ع" هستند، برای اصلاح حال و اعمال خداییش به پایان برساند.

***کتاب المراقبات نوشته آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، صفحات ٩۵ تا ١١١

تغییرات کره زمین در طول زمان از نگاه گوگل

تغییرات کره زمین در طول زمان از نگاه گوگل

کره زمین در طول زمان تغییرات زیادی داشته و حضور انسان هم سبب شده که تغییرات ویژه ای روی این سیاره به وجود بیاید. حالا شرکت گوگل با همکاری ناسا و مجله تایم تصاویر ماهواره ای از زمین را طی ربع قرن گذشته کنار هم گذاشته و حاصل آن پروژه ای فوق العاده شده که هر کسی می تواند تغییرات زمین را طی این مدت مشاهده کند.

نام پروژه Timelapse است. می توانید با مراجعه به آن هر نقطه از زمین را انتخاب نموده و تصاویر ماهواره ای آن را از سال ۱۹۸۴ تا به حال ببینید.

Lake Urmia Drying Up.gif

خشک شدن دریاچه ارومیه از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۱۲


گوگل می گوید این گویا ترین تصویر از تغییرات کره زمین است که تا به حال در دسترس بشر قرار گرفته است. آنها برای تکمیل این پروژه میلیون تصویر ماهواره ای را کنار هم قرار داده اند.

کافی است به صفحه گذشت زمان تایم مراجعه کنید. روی شهرتان زوم کنید و تغییرات آن را طی ۲۸ سال گذشته ببینید. این پروژه از طریق بخشی ویژه در گوگل هم در دسترس شما است.

چند تصویر منتخب از تغییرات کره زمین را در ادامه مطلب ببینید. (برای بارگذاری کامل انیمیشن ها کمی صبر کنید)

Las Vegas Urban Growth.gif

رشد منطقه شهری لاس وگاس


Dubai Coastal Expansion.gif

رشد خط ساحلی دبی


Brazilian Amazon Deforestation.gif

کاهش پوشش جنگل ها در برزیل


googleblo

حال و هوای این روزهای حرم زینب(س) + عكس



 

مهدی هاشمی

در برنامه شناسنامه مطرح شد؛
حجت‌الاسلام والمسلمین ری‌شهری در مورد چگونگی ورود مهدی هاشمی و افراد وابسته به او به بدنه انقلاب گفت: اساسی‌ترین عامل نفوذ این افراد، دسترسی آنها به آیت‌الله منتظری بود.

به گزارش مشرق ، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی ری‌شهری در ابتدای برنامه دیروز، امروز، فردا در پاسخ به این سوال که کم‌حرف هستید یا مصلحت می‌دانید کمتر صحبت کنید، گفت: «کم حرف نیستم! جایی که ضرورت داشته باشد حتماً صحبت خواهم کرد.»


*راه ورود مهدی هاشمی به بدنه انقلاب

ری شهری در بخش دیگری از برنامه در مورد چگونگی ورود مهدی هاشمی و افراد وابسته به او به بدنه انقلاب هم اظهار داشت:«جواب این سوال روشن است. اساسی ترین عامل نفوذ این افراد، دسترسی آن ها به آیت الله منتظری بود. هرچند این افراد آقای منتظری را قبول نداشتند اما وقتی کسی که در جایگاه قائم مقام رهبری است، این افراد را تایید و حمایت می کند، زمینه برای نفوذشان در بدنه انقلاب فراهم می شود. این افراد به قسمت نهضت های سپاه ورود پیدا کردند. آقای هاشمی در این بخش مسولیت داشت و از این موقعیت سیاسی و اجتماعی خود و آقای منتظری نهایت بهره برداری را برای رسیدن به اهداف خود استفاده کرد.»

ری شهری در مورد دلیل شدت برخورد با سید مهدی هاشمی و همچنین موافقین و مخالفین دادگاه او یادآور شد:« کشف موضوع با وزرات اطلاعات بود. ما هیچ علاقه ای به ورود به این مساله نداشتیم اما مدیر ضدجاسوسی وزارت اطلاعات گزارشی به ما ارائه داد که از کشف یک خانه تیمی با امکانات بسیار پیشرفته، از جمله پودر سرطان زا حکایت داشت. در این گزارش اینطور آمده بود که این خانه مربوط به سید مهدی هاشمی و نهضت هاست و ما از این موضوع نگران هستیم که اگر برخورد کنیم و اقدام به تخلیه این خانه نماییم، آیت الله منتظری واکنش منفی نشان دهند. این در واقع سرنخ موضوع پرونده سید مهدی هاشمی بود.»

*مخالفت منتظری با بررسی پرونده مهدی هاشمی

وی افزود:« ما برای اینکه با پشتوانه قوی جلو برویم، موضوع را با امام درمیان گذاشتیم و از ایشان سوال کردیم که آیا اجازه می دهیم اقدامات لازم را انجام دهیم یا خیر. امام فرمودند جلو بروید و ببینید ماجرا چیست. ما تصور می کردیم آقای منتظری در این موضوع با ما همراه شوند و در جهت رسیدگی به اقدامات غیرقانونی این افراد با ما همکاری داشته باشند. در پرانتز باید بگویم که قبل از مطرح شدن این موضوع، وقتی از امام راجع به پرونده قتل های مهدی هاشمی در قبل از انقلاب و رسیدگی به آن سوال کردم؛ ایشان جواب روشن و قاطعی به ما ندادند. وقتی پرونده این افراد را در اصفهان مطالعه کردم پرونده خیلی روشن است و این افراد به دلیل همکاری هایی که با ساواک داشته اند، فقط مدتی زندانی شده اند و اقدامی روی پرونده قتل های آن ها انجام نشده است.»

ری شهری ادامه داد:« تصور ما این بود که وقتی پرونده جدید را به همراه پرونده قتل ها به آقای منتظری ارائه دهیم، ایشان می گویند بروید و به جرائم این افراد رسیدگی کنید. اما وقتی این موضوع را با ایشان مطرح کردیم، دیدم آقای منتظری خیلی عادی برخورد می کنند و به نوعی کارهای این افراد را توجیه می کند. ایشان گفتند مدارک را به من بدهید. مدارک را به ایشان دادیم و بعدها متوجه شدیم آقای منتظری مدارک را به سید مهدی هاشمی تحویل داده تا از جریان پرونده ها با خبر باشد.»

*پرونده مهدی هاشمی مسیر انقلاب را تغییر داد

ری شهری افزود:« وقتی این موضوع پیش آمد من از امام خواستم به درخواست پیگیری ما به صورت کتبی پاسخ دهد تا ما سند داشته باشیم و این شد که ایشان نامه معروفی را خطاب به من نوشتند و در آن اظهار داشتند که دامن بزرگان انقلاب باید از لوث این اتهامات پاک شود. با صدور نامه امام، ما به صورت جدی وارد این پرونده ها شدیم. سید مهدی هاشمی به هیچ وجه ماجرای قتل ها را نمی پذیرفت اما بعد از اینکه صحبت های زیادی با او داشتیم، توانستیم سرنخ های زیادی پیدا کنیم و به تدریج توانستیم جنازه ها را پیدا کنیم. جالب است که وقتی جنازه این شهدا پیدا شد هم آقای منتظری ماجرا را نپذیرفتند و دست از حمایت سیدمهدی هاشمی برنداشتند و این موضوع برای ما جای تعجب داشت.»

محمدی ری شهری با بیان اینکه اقدام روی پرونده سید مهدی هاشمی مسیر انقلاب را تغییر داد، خاطر نشان کرد:« آیت الله هاشمی در آن روزها به من می گفتند امشب که می خوابید، شاید فردا صبح آیت الله منتظری رهبر باشد و با اقداماتی که انجام می دهی ممکن است باعث شود دیگر در مسیر انقلاب جایگاهی نداشته باشی و مجبوری در خارج از کشور زندگی کنی! البته ایشان این صحبت ها را از روی خیرخواهی با من مطرح می کردند. راستش ما فکر آینده خودمان را نمی کردیم و به وظایف شرعی خود فکر می کردیم. پشتوانه اصلی ما امام  بعد هم مقام معظم رهبری بودند که از اقدامات ما پشتیبانی می کردند و هیچ حامی دیگری در این جریان نداشتیم.»

خودت بساز: قلم تبلت

مانی قاسمی
2013-05-08 13:30:00

صفحه بزرگ تبلت ها فضای ایده آلی را برای نقاشی و طراحی به وجود می آورد، اما متاسفانه انجام این کار ها با انگشت کمی سخت است. قلم های زیادی در بازار پیدا می شود که به شما اجازه می دهد که طراحی را به صورت حرفه ای تری داخل تبلت ها انجام دهید، اما قبل از اینکه پول خرج کنیم و یکی از آن ها را بخریم، نظرتان چیست که ساخت یک قلم دست ساز را امتحان کنیم؟

مهم ترین چیزی که برای درست کردن چنین قلمی نیاز دارید، کاغذی است که بر روی صفحات خازنی کار کند. برای این منظور راحت ترین گزینه ای که می توانید پیدا کنید، کاغذ آلومینیومی دور شکلات ها است. البته پوشش تمام شکلات ها از نوع خازنی نیست و شاید مجبور باشید که چند مدل مختلف را امتحان کنید تا جنس مورد نظر ما را پیدا کنید. معمولا آنهایی که پشتشان نقره ای رنگ است، به احتمال زیاد می تواتند مفید واقع شوند.

pen1.jpg

در ابتدا کاغذ شکلات را مطابق با آنچه که در شکل مشاهده می کنید، برش بزنید. توجه داشته باشید که لبه بالایی حتما باید از دو قسمت تشکیل شده باشد.

pen2.jpg

در مرحله بعد یک دستمال کاغذی مچاله شده را بر روی مداد قرار دهید و لبه اول کاغذ خازنی را به روی آن بکشید و پایینش را چسب بزنید. سپس مداد را بچرخانید و لبه دوم کاغذ را به صورت به علاوه بر روی لبه قبلی قرار دهید و پایینش را مجددا چسب بزنید.

pen3.jpg

pen4.jpg

حال تنها کافی ست تا قسمت باقی مانده کاغذ شکلات را به طور کامل دور مداد بپیچید و پایین آن را چسب بزنید. به همین سادگی شما اکنون قلمی را در اختیار دارید که بر روی صفحه تبلت شما کار می کند. فقط توجه داشته باشید که حین کار کردن با قلم، انگشت شما باید با کاغذ شکلاتی که بر روی مداد کشیده شده است، تماس داشته باشد.

هاشمی و مشایی بیشترین رأی منفی را در کشور دارند


نسخه چاپيارسال به دوستان
براساس تحلیل جامعه شناختی نظرسنجی‌های جدید
هاشمی و مشایی بیشترین رأی منفی را در کشور دارند

بر اساس گزارش انجمن دانش‌آموختگان علوم اجتماعی دانشگاه تهران که با تحلیل جدیدترین نظرسنجی‌ها صورت گرفته است هاشمی رفسنجانی و مشایی بیشترین رأی منفی را در کشور دارند.

خبرگزاری فارس: هاشمی و مشایی بیشترین رأی منفی را در کشور دارند

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، انجمن دانش آموختگان علوم اجتماعی دانشگاه تهران در گزارشی اقدام به سنجش و تحلیل پرظرفیت‌ترین نامزدهای احتمالی انتخابات در کسب «آرای منفی» نموده است. در این گزارش هاشمی و مشایی بعنوان منفی‌ترین نامزدهای انتخاباتی معرفی شده اند و تاکید شده است که مشایی بدلیل برخی ویژگی های خاص شخصیتی توان کسب چند بار آرای منفی را در اولویت های اول تا چهارم رأی دهندگان دارد که مجموع این آرای منفی به 58 درصد می رسد. مشروح این گزارش به شرح ذیل است:

اهمیت آرای منفی نامزدها

بر اساس پیمایش های صورت گرفته در طول چند ماه گذشته، اگر چه پیش بینی دقیق رفتار نهایی در انتخابات یعنی انتخابات رئیس جمهور در فضای کنونی و با توجه به کثرت و تعدد نامزدها کار تقریباً ناممکنی می باشد اما می توان به برخی از «مبنایی‌ترین» رفتارهای انتخاباتی مردم اشاره کرد. یکی از این اصول مبنایی توجه به «آرای منفی» نامزدهای احتمالی انتخابات است. بر این اساس نامزدهایی که دارای بیشترین آرای منفی قابل توجهی هستند، نمی‌توانند قطب‌های انتخاباتی را به نفع خود شکل دهند و حتی ممکن است حضورشان منجر به تقویت قطب های مقابل گردد.

صدرنشینان آرای منفی

در بین نامزدهای احتمالی انتخابات آقایان هاشمی و مشایی دارای بیشترین ظرفیت منفی حضور در انتخابات هستند. بطوری که وقتی از پاسخگویان پرسیده می شود در انتخابات آینده قطعاً به چه کسی رأی نخواهید داد در حدود 20 تا 25 درصد –در نظرسنجی های مختلف-پاسخگویان ترجیح می دهند در انتخابات به آقایان مشایی و هاشمی رأی ندهند.

تحلیل آرای منفی هاشمی

نکته قابل توجه در این پیمایش ها آنست که ظرفیت منفی آقای هاشمی در طول نظرسنجی های انتخاباتی یکسال گذشته تقریبا تثبیت شده می باشد و رشد قابل توجهی نداشته است. علت آن را نیز باید در تثبیت جایگاه شخصیتی هاشمی در جامعه ایران دانست. به گونه ای که وی طرفداران و مخالفان تثبیت شده ای دارد و امکان تغییرات قابل توجه در دو طیف طرفداران و منتقدان وی وجود ندارد. این واقعیت باعث شده است وی در نظرسنجی های انتخاباتی معمولاً رتبه دوم یا سوم را داشته باشد و برخی سیاسیون با مشاهده این نتایج به اشتباه در تحلیل مواجه شوند. چرا که حداکثر آرای هاشمی در نظرسنجی ها 15 درصد است که حکایت از پایگاه اجتماعی تثبیت شده 15 درصدی وی دارد که چندان قابل افزایش نیست.

این مساله از آنجا اهمیت می یابد که برخی تحلیل گران معتقدند هاشمی با ورود در انتخابات بدلیل اثبات ادعاهایش درباره دولت کنونی می تواند چهره قابل توجهی یابد و بعنوان کسی که در انتخابات های قبلی مورد تخریب واقع شده (به تصور اطرافیان وی) با بهره ای از مظلومیت می تواند مورد اقبال عمومی واقع شود. اما بر خلاف این تصور، هاشمی بدلیل سابقه تاریخی طولانی که در صحنه سیاسی کشور داشته و همچنین شکست های انتخاباتی وی در 16 سال گذشته به هیچ وجه قابلیت این بازسازی شخصیتی را ندارد.

تحلیل آرای منفی مشایی

در مقابل ظرفیت های منفی رأی آقای مشایی در طول چند ماه گذشته افزایش یافته و حتی در برخی پیمایش ها به 30 درصد نیز نزدیک شده است. در تحلیل چرایی افزایش ظرفیت های منفی آقای مشایی می توان به علل متعددی از جمله بهره مندی شخصیتی وی از ظرفیت های «ابهام آفرینی» اشاره نمود. به گونه‌ای که بر اساس روان شناسی شخصیتی، ابعاد این ابهام آفرینی را می توان به ابهام در «ظاهر»، ابهام در «گفتار» و ابهام در «عمل» خلاصه نمود. این مولفه های اساسی در ابهام آفرینی ، باعث شده است حتی طیف های قابل توجهی از طرفداران دولت نیز جمع بندی نهایی در خصوص شخصیت ایشان نداشته باشند.

ظرفیت استثنایی مشایی در کسب چند بار آرای منفی

اما یکی دیگر از مولفه های قابل توجه در خصوص آرای منفی آقای مشایی را می توان در صدرنشینی وی در کسب «چند بار آرای منفی» اشاره کرد. بدین معنا که وقتی چهار بار از پاسخگویان پیمایش ها پرسیده می شود در اولویت اول تا چهارم قطعاً به چه کسی رأی نمی دهند، ظرفیت منفی وی در مجموع به 58 درصد افزایش می یابد. (جدول)

رأی منفی مشایی

به اولین نفری که قطعاً رأی نمی دهید 25

به دومین نفری که قطعاً رأی نمی دهید 18

به سومین نفری که قطعاً رأی نمی دهید 10

به چهارمین نفری که قطعاً رأی نمی دهید 5

مجموع کسانی که قطعاً به مشایی رأی نمی دهند. 58

درخصوص علت‌های صدرنشینی مشایی در چند بار آرای منفی، نکته اساسی شخصیت مبهم ایشان است که در طول تاریخ سی و چند ساله انقلاب هیچ شخصیتی نتوانسته است بدین حد در افکار عمومی جایگاه مبهمی داشته باشد. البته شکل گیری ابهامات پیرامون شخصیت هایی که دارای مخالفان زیادی هستند مساله‌ای جدید و غیرقابل تصور نیست اما نکته استثنایی درخصوص ایشان این مساله است که حتی با تکذیب یا اصلاح نقل قول ها و عملکردهای وی از طرف خود ایشان و دولت نه تنها ابهامات در افکار عمومی رفع نمی‌شود بلکه در مواقعی باعث افزایش ابهامات پیرامون ایشان نیز می‌گردد.

بر این اساس پیش بینی می شود در صورت حضور ایشان بعنوان نامزد نهایی دولت در انتخابات نیز علیرغم تصوراتی که از سوی هواداران ایشان مبنی بر اقبال عمومی طیف های مختلف توده مردم وجود دارد، با اقبال قابل توجهی روبرو نخواهد شد و ظرفیت های اساسی پایگاه رأی دولت را با کاهش جدی مواجه خواهد نمود. نتایج نظرسنجی‌های معتبر نیز حاکی از آنست که آرای وی بین 3 تا 7 درصد در نظرسنجی های مختلف در نوسان می‌باشد.

انتهای پیام/

انواع چای­ های گیاهی

انواع چای­ های گیاهی ( خواص ، عوراض و طرز تهیه )


تذکرات اولیه  :
1- برای دم کردنی­ های گیاهی بهتراست از قوری­ های چینی یا شیشه ­ای استفاده شود.
2- قوری را روی حرارت غیر مستقیم کتـری یـا سمـاور قرار دهید .
3- برای دم کشیدن 15 دقیقه کافی است امّا هر چه بیشتردم بکشد بهتر است.
4- چای را صاف نموده و میل نمائید.
5- دم کشیده و صاف کرده چای­ های گیاهی تا چند روز قابل مصرف است.


چای گل گاوزبان و سنبل طیب ( طبیعت گرم و تر )

خواص چای گل گاوزبان

خواص چای گل گاوزبان : آرام بخش اعصاب،آور، ضد سردردهای عصبی ، ضد سودا و صفرا، ضد قولنج و اسپاسم، ضد تشنج و صرع، تقویت کننده قوه باء ( قوه جنسی )
طرز تهیّه : 4 قاشق چایخوری گل گاوزبان یا 1 قاشق سنبل طیب بعلاوه 1 عدد لیموعمانی

چای بادرنجبویه ( طبیعت بسیارگرم )

چای گیاهی بادرنجبویه

خواص چای بادرنجبوبه :در بعضی مزاج­ها بالا برنده فشارخون، مقوی قلب و اعصاب خون ساز، تقویت کننده سلول هـای مغزی، خـواب آور، آرام بخش، نشاط آور، ضد بوی بد دهان (( گیاه مورد علاقه حضرت علی ( ع) ))
طرز تهیه چای بادرنجبوبه : یک قاشق غذاخوری + 2 لیوان آب جوش + نبات
تذکر :افرادی که دچار فشار خون هستند با احتیاط مصرف کنند.


چای دارچین ( طبیعت گرم و خشک )
خواص چای دارچین

خواص چای دارچین : محّرک اعصاب ، ضد وسواس و جنون ، مؤثر درناراحتی های گوارشی، دیابت، دردهای استخوانی و سردی بدن، مفرّح و تقویت امور جنسی، تقویت کبد و معده.
طرزتهیّه چای دارچین : چند قلم دارچین + 2 لیوان آب چوش + نبات.


چای زنجبیل ( طبیعت گرم و خشک)

چای زنجبیل


خواص چای زنجبیل : بالا برنده فشارخون، ضدضعف اعصاب، تقویت حافظه، ضد درد مفاصل، تقویت قوه باء ( قوه جنسی )، مقوی معده ، خون ساز ، ضد سم غذایی
طرزتهیّه چای زنجبیل: 1 قاشق چایخوری کوبیده زنجبیل + 2 لیوان آب جوش + نبات


چای اسطو خودوس ( طبیعت گرم و خشک )

خواص گیاه اسطوخودوس

خواص چای اسطوخودوس: آرام بخش اعصاب، تقویت کننده سلول های مغزی، ضدمیگـرن ضدزکام و آسم و برونشیت، ضد اگزما، مؤثر درروماتسیم
طرز تهیّه  چای اسطوخودوس : 1 قاشق غذاخوری + 2  لیوان آب جوش + نبات


چای آویش ( طبیعت معتدل )

خواص آویشن

خواص گیاه آویشن : بالا برنده فشارخون، تقویت اعصاب، رفع کولیتهای مزمن، مدر ( ادرارآور)، ضد انگل و رطوبت بدن، ضد صفرا، مؤثر در درمان زکام ، سرفه و آسم ، اشتهـارآور، کاهش دهنده غلظت خون، مقوی جهاز هاضمه ( گوارش )، تقویت بینایی.
طرز تهیّه چای آویشن : 1 قاشق غذاخوری + 2 لیوان آب جوش + نبات


چای نعنا یا پونه ( طبیعت گرم )

خواص نعناع وپونه

خواص گیاه نعناع : ضداسهال و استفراغ، ضد نفخ، مقوی معده، خوش بوکننده دهان، رفع خستگی، مؤثردردرمان بیماری­ های ریوی از جمله تنگی تنفس آسم، سرفه، مقوی قلب ، مؤثردر درمان سرماخوردگی.
طرز تهیّه چای نعناع : 1 قاشق غذاخوری  + 2 لیوان آب جوش + نبات


چای اکلیل کوهی ( طبیعت گرم و معتدل )

خواص گیاه دارویی اکیل کوهی

خواص اکیل کوهی : مقوی اعصاب ، مدر ( ادرارآور )، ضد عفونت کلیه ضد صفرا، ضددلهره و اضطراب، ضد زکام ( سرما خوردگی)، آسم، سیاه سرفه تقویت کننده بدن، مقوی معده، ضد دردهای روماتیسمی، استخوان و کمر، مؤثر در دفع سنگهای کلیه و کیسه صفرا.
طرز تهیّه چای اکیل کوهی : 2 قاشق غذاخوری + 2 لیوان آب جوش + نبات


چای مرزنجوش( طبیعت گرم )

خواص گیاه مرزنجوش

خواص گیاه مرزنجوش : آرام بخش، بهترین داروی میگرن کهنه و سردردهای ، ضد نفخ، ضد سرماخوردگی، ضد اسهال، خلط آور، تب بر، اشتهاآور.
طرز تهیه چای مرزن جوش : 1قاشق غذاخوری + 2 لیوان آب جوش + نبات


چای بهارنارنج ( طبیعت گرم )

خواص گیاه بهارنارنج

خواص بهارنارنج : آرام بخش، تقویت کننده قلب و اعصاب، مفرح و نشاط آور
طرز تهیّه چای بهار نارنج : 1 قاشق غذاخوری + 2 لیوان آب جوش + نبات


چای گلپر ( طبیعت گرم و خشک )

خواص گیاه گلپر

خواص گیاه گلپر :  تقویت کننده قوی حافظه، ضد فراموشی، ضد صرع، کمک به درمان اسهال ، تقویت قوه جنسی ، کمک به هضم غذا، اشتهاآور، ضد جوش و دُمل.
طرز تهیّه چای گلپر : 1 قاشق غذاخوری + 2 لیوان آب جوش + نبات


چای آلبالو ( دم کرده میوه آلبالو)

خواص چای آلبالو


خواص چای آلبالو : اشتهاآور، کمک به هضم غذا، پایین آورنده فشارخون
طرز تهیه چای آلبالو : آلبالو رسیده بدون دم 200 گرم +  4 لیوان آب جوش + نبات


چای دارچین و زنجبیل
خواص : این نوشیدنی تسکین دردهای دوران پریود خانم ها بسیار مفیداست.
طرز تهیه چای دارچین زنجبیل : چوب دارچین خرد شده 1 قاشق غذاخوری + زنجبیل به اندازه یک بندانگشت یا 1 قاشق چایخوری پودرآن + 3  لیوان آب جوش 30  دقیقه روی حرارت ملایم دم بکشد، در زمان مصرف بهتراست با کمی عسل شیرین شود.


چای پونه کوهی و آویش
خواص : این نوشیدنی برای فصل پاییز و زمستان بسیار مناسب بوده و خاصیّت ضد عفونی کننده دارد، برای سرماخوردگی و دردهای پریود بسیار مناسب است.
طرز تهیه چای پونه کوهی و آویشن : 1 قاشق غذاخوری آویش + 1 قاشق غذاخوری پونه+ 3 لیوان آب جوش ( بهتراست در زمان مصرف با عسل شیرین شود)


چای میوه گل نسترن ( طبیعت گرم)

چای گل نسترن

خواص چای گل نسترن : پایین آورنده فشار خون و قندخون ، سرشار ویتامین ث، ضد سرماخوردگی ، مقوی معده، ضد اسهال،
طرز تهیه چای گل نسترن :   میوه گل نسترن ( 15 عدد) در یک قوری ( 2 لیوان آب جوش ) به همراه مقداری نبات دم کرد میل شود.


چای سبز

خواص چای سبز

خواص چای سبز : ضد سرطان ، محرک سیستم ایمنی بدن، کاهش پرفشاری خون ، ضد افسردگی .
تذکّر : گیاه چای سبز و سیاه یکی است. در صورتی که برگ تازه چای را به سرعت خشک کنند چای سبز به دست می­ آید ولی زمانی که برگ چای مورد تخمیر قرار گیرد تغییراتی در رنگ و بـو ، مزه و مواد و اثرات آن نسبت به چای سبز ایجاد می­شود و چای سیـاه به دست می­ آید.


چای سیاه ( چای معمولی )

مضرات چای سیاه

خواص چای سیاه کمتراز چای سبزاست !!!
عوارض چای سیاه :
1- افزایش ترشح اسیده معده باعث تشدید ناراحتی های معده می­ شود .
2- چای سیاه مانع از جذب آهن شده و کم خونی ناشی از فقرآهن را تشدید می ­کند.
3- کافئین موجود در چای احتمال ایجادسیستیت در پستان خانم ها را افزایش می­ دهد.
4- از نظر طب اسلامی و سنتی چای سیاه باعث افزایش تولید خلط سودا در بدن می­ شود.


توصیه های عمومی درباره چای ها  :
1-بهتراست از چـای­ هایی استفاده شود که بدون مـواد افزونی همچون رنگ دهنده و طعم دهنده­ ها باشد.
2- جهت کاهش مضرات چای بهتراست با مصلح آن مصرف شود مصلح چای دارچین و یا هل است .
3-هیچ وقت فراموش نکنید که مصرف یک نوع چای گیاهی به طور مداوم باعث بروز عوارض زیادی می­ شود از این رو پیشنهاد می ­شود در طول هفته خود را با چای های گیاهی مختلفی که برای شما مفید هستند پرکنید تا دچار عوارض ناشی از مصرف زیاد آن نشوید.

بطور مثال:
خوردن چای معمولی به طور مداوم باعث: خشکی روده معده، خشکی سر و سردشدن مغز، بیماریهای کبدی، استسقاء، گرفتگی عضلات و کمبود آهن می­ شود. خوردن قهوه به طور مداوم باعث اعتیاد به کافئین ، ناآرامی ، سردرد ،های کبدی می ­شود . خوردن گل گاوزبان به طور مداوم باعث تپش قلب، کم شدن سوی چشم می­شود .

پیش‌بینی شهادت «حجر بن عدی» توسط امام علی(ع)

حجر در کلام علامه طهرانی
پیش‌بینی شهادت «حجر بن عدی» توسط امام علی(ع)

امیرالمومنین علی (ع) فرمود: شگفت از واقعه بین ماه‌های جمادی و نجف

علامه طهرانی در کتاب امام شناسى  جلد ‏12 صفحه 180 می‌نویسد:  

«ابن شهرآشوب گوید: أمیر المؤمنین علیه‌السّلام در خطبه قَصیه گفته‌‏اند: الْعَجَبُ کلُّ العَجَبِ بَینَ جُمَادَى وَ رَجَبٍ. و قوله علیه‌السّلام: وَ أَى عَجَبٍ أعْجَبُ مِنْ أموَاتٍ یضْرِبُونَ هَامَاتِ الاحْیاء

«شگفت و تمام شگفت آن واقعه‌‏اى است که بین ماه جُمادى و ماه رجب واقع مى‌‏شود» و نیز گفته‏‌اند: «کدام شگفتى بالاتر از آنست که مردگانى (کسی که در حقیقت قلبش مرده است) بر سر زندگانى (کسانی که در حقیقت زنده‌اند) بزنند؟»

أمیر‌المؤمنین علیه‌السّلام خبر دادند به کشته شدن جماعتى از اصحاب خود که از جمله آنان است: حُجْرُ بْن عَدى، رُشَید هَجَرى، کمَیل بن زیاد نَخَعى، مَیْثَم تَمّار، محمّد بن أکتَم، خالد بن مَسعود، حبیب بن مَظاهر، جُوَیرِیة بن مُسْهِر، عَمْرُو بْنُ حَمِق، قَنْبَر، مُذَرَّع و غیرهم و به اوصاف کشندگان اینها و کیفیت کشتنشان اشاره نموده‌‏‌اند.»

و نکته جالب این است که نبش قبر شریف حجر بن عدی نیز بین جمادی و رجب واقع شد!

خبرگزاری فارس: پیش‌بینی شهادت «حجر بن عدی» توسط امام علی(ع)

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، حجر بن عدی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین علی (ع) بود که چند روز قبل عناصر وهابی تکفیری در شنیع‌ترین اقدام خود با هدف دامن زدن به آتش تفرقه بین مسلمانان با حمله به مرقد مطهرش و تخریب ضریح و نبش قبر آن صحابی جلیل‌القدر، پیکر او را بیرون کشیده و با خود به سرقت بردند.

این اقدام زشت و شنیع، صرف نظر از مسائل ناراحت‌ کننده آن، موجب شد بار دیگر، نام و یاد حجر بن عدی بر سر زبان‌ها بیفتد و حتی کسانی که این صحابی معروف پیامبر (ص) و امام علی (ع) را نمی‌شناختند وی را بشناسند. (عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد)

یکی از علمای بزرگی که درباره شخصیت و کیفیت شهادت حجر بن عدی در جاهای مختلف سخن گفته، علامه سید محمد حسین طهرانی است. وی در کتاب امام شناسى جلد ‏12 صفحه 163 درباره حجر بن عدی می‌‌نویسد:   

در کتاب «معرفت و تاریخ» از نَسوَى وارد است که گفت: رَزین غافقى گفت: من از على بن أبى طالب علیه‌السّلام شنیدم که مى‏‌گفت: یَا أَهلَ العِرَاقِ سَیُقْتَلُ مِنکُم سَبْعَة بِعَذْراءَ، مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ أصحَابِ الأُخْدُود «اى اهل عراق بزودى از شما هفت نفر در عذراء کشته مى‌‏شوند، مَثَل ایشان مانند مَثَل أصحاب اخدود است». و حُجر بن عدى و اصحاب او در عذراء کشته شدند.

حجر بن عدى کِندى کوفى از اعاظم اصحاب أمیر المؤمنین علیه السّلام و از ابدال آنهاست. در کیاست و زهد و عبادت، در عرب مشهور بوده است.

گویند شبانه روزى هزار رکعت نماز مى‏‌گزارده است. اصحاب تراجم و رجال، حال او را مفصلًا بیان کرده‌‏اند. از جمله ابن اثیر در «اسد الغابة» و ما اینک از «استیعاب» ابن عبد البّر أندلسى قدرى از حال و خصوصیّات وى را بیان مى‌‏نمائیم.

حُجر بن عدى کندى از فضلاء اصحاب رسول خدا بوده و با وجود صِغَر سنّ از بزرگان آنها محسوب مى‌‏شده است.

در جنگ صفّین ریاست لشکر کِندَه را داشت و در جنگ نهروان مَیسره لشگر أمیر المؤمنین علیه السّلام به دست او بود. چون معاویه به زیاد بن ابیه حکومت عراق و ماوراء آن را داد و زیاد از سوء سیرت و غلظت و تندى، آنچه در توان داشت ظاهر نمود، حُجر بن عَدى او را از ولایت و حکومت عراق خلع کرد و معاویه او را خلع نکرد و جماعتى از اصحاب و شیعیان على علیه السّلام از حُجر پیروى نمودند. و روزى که زیاد در آمدن نماز تأخیر کرد، حُجر و اصحابش‏ او را با ریگ زدند.

زیاد جریان را به معاویه نوشت و او امر کرد تا حُجر را به نزد وى بفرستد. زیاد، حُجر را در زمره دوازده مرد دیگر که همگى در غلّ آهنین به زنجیر کشیده بودند با همراهى واثل بن حذجر حَضْرَمى به سوى معاویه ارسال نمود. معاویه شش نفر از آنها را کشت و شش نفر را زنده نگهداشت و حُجر بن عَدِىّ در جمله آن شش تن بود که کشته شدند.

چون خبر به غلّ کشیدن حُجر و اصحابش توسط زیاد به عایشه در مدینه رسید، عبد الرّحمن بن حارث بن هِشام را به سوى معاویه در شام فرستاد و پیام داد که: الله الله فِى حُجر و أصحَابِهِ «خدا را خدا را در نظر بگیر درباره حُجْر و اصحاب او» ولیکن چون عبد الرّحمن بن حارث به شام رسید، دید که حُجر و پنج نفر از اصحاب او را کشته‏‌اند.

عبد الرحمن بن حارث به معاویه گفت: حِلم ابو سفیان از تو درباره حجر و اصحابش در کجا پنهان شد؟ چرا آنها را در زندان‏‌ها حبس نکردى تا بدین وسیله آنها را در معرض مرض طاعون درآورى و بدینگونه بمیرند؟ معاویه گفت: چون مثل تو در قوم من پیدا نمى‌‏شد این فکر به نظر من نیامد.

عبد الرّحمن گفت: به خدا قسم که دیگر عرب براى تو حلمى را و رأى و تدبیرى را نمى‏‌شناسد. گروهى از مسلمانان را که به طور اسارت به نزد تو آوردند کشتى؟ معاویه گفت: پس من چکار کنم؟ درباره آنها زیاد به من نامه‌‏اى نوشت و امر آنها را تشدید مى‌‏کرد و متذکر می‌شد که آنها در حکومت من بزودى ایجاد پارگى و گسیختگى خواهند نمود که قابل وصله زدن نباشد.

و پس از این جریان، معاویه به مدینه آمد و بر عایشه وارد شد. اوّلین سخنى را که عایشه با او گفت کشتن حُجر بود در ضمن گفتار طویلى که بین آن دو نفر جارى شد، و سپس عائشه گفت: مرا بر حُجر واگذار تا در نزد پروردگارمان ملاقات حاصل شود.

محلّى که در آنجا حُجر بن عدى و یارانش کشته شدند به مَرج عَذْراء معروف است. و چون خواستند گردن او را بزنند، دو رکعت نماز مختصر بجاى آورد و به کسانى که از اهل او حضور داشتند گفت: بعد از کشتن من، غل و زنجیر آهنین را از من بر ندارید و خونهاى مرا مشوئید، زیرا که من پروردگارم را بر این نهج ملاقات مى‌‏کنم.

و از مبارک بن فضاله وارد است که مى‏گفت: شنیدم از حسن بصرى که چون نام معاویه و کشتن او حُجر و یارانش را برد، گفت: وَیْلٌ لِمَن قَتَلَ حُجْراً وَ اصحَابَ حُجْرٍ «اى واى بر آن کسى که حُجْر را و اصحاب حُجْر را کشت».

و احمد مى‏گوید: من به یحیى بن سلیمان گفتم: «أبَلَغَکَ أنَّ حُجْراً کَانَ مُسْتَجَابَ الدَّعْوَة» «آیا به تو رسیده است که حُجر مستجاب الدّعوه بود»؟ قَالَ: نَعَمْ، وَ کَانَ مِن أَفَاضِلِ أَصْحَابِ النَّبِىِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ (وَ آلِهِ) وَ سَلَّمَ. گفت: آرى، و حُجْر از افاضل اصحاب رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم بوده است».

و ما از أبو سعید مَقبُرى روایت مى‏‌کنیم که گفت: چون معاویه حج کرد، به مدینه براى زیارت آمد و از عائشه اذن خواست تا براى ملاقات با او برود و عائشه به وى اذن داد. چون معاویه نشست، عائشه به او گفت: اى معاویه آیا تو خود را در امان یافتى که من در قصاص خون برادرم: محمّد بن أبى بکر کسى را در اینجا پنهان کرده باشم تا تو را بکشد؟ معاویه گفت: در خانه امان وارد شده‏‌ام. عائشه گفت: اى معاویه در کشتن حُجر و یارانش از خدا نترسیدى؟ معاویه گفت: کسى ایشان را کشته است که شهادت بر علیه آنان داده است.

و از مَسروق بن أجْدَع روایت است که من از عائشه شنیدم که مى‏گفت: أمَا وَ اللهِ لَوْ عَلِمَ مُعَاوِیَة أنَّ عِندَ أهْلِ الکُوفَة مَنَعَة مَا اجْتَزَا عَلَى أَنْ یَأخُذَ حُجْراً وَ أصْحَابِهِ مِن بَیْنِهِمْ حَتّى یَقْتُلَهُمْ بِالشَّامِ، وَ لَکِنَّ ابْنَ آکِلَة الاکبادِ عَلِمَ أنَّهُ قَدْ ذَهَبَ النَّاسُ، وَ أمَا اللهِ إن کَانُوا لِجُمْجُمَة العَرَبِ عِزّاً وَ مَنعَة وَ فِقْهَا. وَ لِلَّهِ دَرُّ لُبَیدٍ حَیْثُ یَقُولُ:

ذَهَبَ الَّذِینَ یُعَاشُ فِى أکْنَافِهِمْ / وَ بَقِیتُ فِى خَلَفٍ کَجِلْدِ الأجْرَبِ  (ترجمه شعر در شماره 1 )  

لَا یَنفَعُونَ وَ لَا یُرْجَّى خَیْرُهُمْ / وَ یُعَابُ قَائِلُهُمْ وَ إنْ لزمْ یَشْغَبِ   (ترجمه شعر در شماره 2)

«آگاه باشید، قسم به خداوند که اگر معاویه در میان اهل کوفه عزّت و قدرتى را مى‌‏دانست چنین جرأتى را پیدا نمى‌‏کرد تا آنکه حُجر و اصحاب او را از میان کوفیان دستگیر کند و در شام آنها را بکشد. ولیکن این پسر خورنده جگرها (هند جگر خوار زوجه أبو سفیان، و مادر معاویه که در غزوه احد، جگر حضرت حمزه سیّد الشّهداء را جوید) دانسته است که مردم و شخصّیت‏‌ها همه از بین رفته‏‌اند (و کسى با شخصیّت باقى نمانده است). آگاه باشید سوگند به خداوند که حقّاً آنها براى سران عرب مایه عزّت و بزرگوارى و فقاهت بودند. و خداوند بر لُبَیْد شاعر گذشته رحمت خود را چون باران ببارد که گفته است:

1- «رفتند کسانى که در ظلّ وجود آنان مى‌‏توانستم زندگى کنم، و من باقى مانده‌‏ام در میان بازماندگانى که همچون پوست بدن حیوان جَرَب دار که مبتلا به مرض جَرَب و سودا و گال است مى‏‌باشند (یعنى آن کسانى که از گذشتگان مردند و از بین رفتند همچون حیوان صحیح و سالم و فربه‏‌اى بوده‏‌اند که از مزایاى آنها ادامه حیات مى‏‌دادم ولیکن این بازماندگان نه سلامتى دارند نه فربهى و همچون پوست شتر و گاو جرب زده هستند که انتفاعى ندارند).

2- این بازماندگان و اخلاف گذشتگان، منفعتى نمى‏‌رسانند و انتظار خبر و رحمتى از آنها نمى‌‏رود، و اگر کسى در میان آنها سخن به حقّ بگوید مورد ملامت و عیب قرار مى‏‌گیرد و اگرچه تهییج شرّ و فساد نکرده باشد».

و در وقتى که خبر قتل حُجر بن عدى، به ربیع بن زیاد حارثى که از بنى حارث بود و مرد عالم و فاضل جلیلى بود و در خراسان از ناحیه معاویه عامل او بود رسید خداى عزّ و جلّ را به دعا خواند و گفت: «بار پروردگارا، اگر براى ربیع در نزد تو خیرى هست جان وى را به سوى خودت بستان و در این امر تعجیل نما». ربیع هنوز از نشیمنگاه خود برنخاسته بود که همانجا بمرد. و قتل حُجر بن عدى در سنه پنجاه و یک بوده است.

امیرالمومنین علی (ع) فرمود: شگفت از واقعه بین ماه‌های جمادی و نجف

علامه طهرانی در کتاب امام شناسى  جلد ‏12 صفحه 180 می‌نویسد:  

«ابن شهرآشوب گوید: أمیر المؤمنین علیه‌السّلام در خطبه قَصیه گفته‌‏اند: الْعَجَبُ کلُّ العَجَبِ بَینَ جُمَادَى وَ رَجَبٍ. و قوله علیه‌السّلام: وَ أَى عَجَبٍ أعْجَبُ مِنْ أموَاتٍ یضْرِبُونَ هَامَاتِ الاحْیاء

«شگفت و تمام شگفت آن واقعه‌‏اى است که بین ماه جُمادى و ماه رجب واقع مى‌‏شود» و نیز گفته‏‌اند: «کدام شگفتى بالاتر از آنست که مردگانى (کسی که در حقیقت قلبش مرده است) بر سر زندگانى (کسانی که در حقیقت زنده‌اند) بزنند؟»

أمیر‌المؤمنین علیه‌السّلام خبر دادند به کشته شدن جماعتى از اصحاب خود که از جمله آنان است: حُجْرُ بْن عَدى، رُشَید هَجَرى، کمَیل بن زیاد نَخَعى، مَیْثَم تَمّار، محمّد بن أکتَم، خالد بن مَسعود، حبیب بن مَظاهر، جُوَیرِیة بن مُسْهِر، عَمْرُو بْنُ حَمِق، قَنْبَر، مُذَرَّع و غیرهم و به اوصاف کشندگان اینها و کیفیت کشتنشان اشاره نموده‌‏‌اند.»

و نکته جالب این است که نبش قبر شریف حجر بن عدی نیز بین جمادی و رجب واقع شد!

انتهای پیام/

عملی با برکت تر از توبه نیست


عملی با برکت تر از توبه نیست

توبه


توبه از امور اختصاصى نیست بلكه نسبت به اشخاص و احوال عمومیت دارد و هیچ كس از آن بى بهره نیست.


یكى از اهداف تربیت در قرآن مسئله توبه و رجوع به خداوند است ، به این معنا كه انسان همیشه در زندگى انابه به سوى خداوند داشته باشد و از اعمال و افكار سابق خود واقعا نادم و پشیمان باشد.همه انسان ها در هر سطحى كه باشند لازم است توبه كنند، چون هر كس ‍ نسبت به مقام ومنزلتى كه دارد طبعا تقصیراتى در زندگى دارد كه باید از آنها در نزد پروردگار استغفار كند
.

 

كمّیت و كیفیّت در توبه 

هدف  قرآن در تزكیه روح بشر این است كه انسان ها داراى روحیه توبه و انابه باشند ،لذا در قرآن كریم مسئله توبه از نظر كمى و كیفى بیان شده است . امّا از نظر كمیت قرآن مى فرماید:"توبوا الى اللّه جمیعا" (1)همه انسان ها به سوى خداوند از همه گناهان توبه كنند. امّا از نظر كیفیت" توبوا الى اللّه توبة نصوحا" (2)نصوح به معناى اخلاص است.

"قیل للامام على علیه السلام ما التوبه النصوح فقال علیه السلام ندم بالقلب و استغفار باللسان و القصد على ان لا یعود"(3) از حضرت على علیه السلام پرسیدند: توبه نصوح چیست؟ فرمود: پشیمانى قلبى و استغفار به زبان و تصمیم بر ترك گناه .

 

پذیرش توبه مشروط به دو توبه خداوند 

مرحوم علامه طباطبایى مى فرماید: توبه در لغت به معناى برگشت است و توبه از بنده برگشت اوست به سوى پروردگارش با پشیمانى ، و توبه از بنده به سوى خدا مساوى با دو برگشت خداوند است به سوى بنده ؛ زیرا توبه یك عمل پسندیده اى است كه محتاج به نیروست و نیرو دهنده هم خداست، پس ‍ توفیق كار خیر را اوّل خداوند عنایت مى كند، تا بنده قادر به توبه مى شود و از گناه خود بر مى گردد سپس وقتى موفق به توبه شد محتاج تطهیر از آلودگى گناهان و آمرزش است ؛ آن جا نیز بار دیگر مشمول عنایت و رحمت الهى مى شود و این دو عنایت و برگشت خداوند دو توبه اى هستند كه توبه بنده را در میان گرفته اند. قرآن مى فرماید: ثم تاب علیهم لیتوبوا این همان توبه اول است و مى فرماید: فاولئك اتوب علیهم این نیز توبه دومى است . بنابراین در میان این دو توبه ، توبه بنده قرار مى گیرد.(4)

حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول اكرم با آن كه گناهى مرتكب نمى شد، در هر شبانه روز صد مرتبه استغفار مى كرد. خداوند متعال اولیاى خود را بدون هیچ گناهى به مصیبت ها و ناراحتى هایى دچار مى فرماید تا اجرشان را مضاعف گرداند.و این كه گناه را استثنا كرده براى آنست كه گناه آنان مانند گناه ما نیست و گناه هر یك از آن ها به اندازه قرب منزلت اوست

آثار توبه

هـرگاه انسانِ خطاكارى، تصمیم به توبه بگیرد و با اخلاص، از خداوند بخواهد كه در اینكـار دشـوار او را یـارى نـمـایـد، آثـار بـسـیـار ارزنـده اى را در زندگى خود مشاهده خواهد كرد.نورانیت دل ، احساس آرامش و سبكبارى ، زنده شدن محبت به دیگران در قلب وى ، زیاد شدن محبت دیـگـران نسبت به وى ، حل مشكلات و... از جمله این آثارند. در این جا به چند نتیجه مهم توبه ،اشاره مى كنیم .

1 ـ آمرزش گناهان

گـناهان و اعمال زشت ، آدمى را در لبه پرتگاه شقاوت ، انحطاط و سقوط قرار مى دهد و نجات از آن ، تـنها با توبه میسّر است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) مى فرماید:

(اَلتّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ)(5)تائب از گناه مثل كسى است كه مرتكب گناه نشده است .

على (علیه السلام) نیز مى فرماید:

(بِالتَّوْبَةِ تُكَفَّرُ الذُّنُوبُ)(6) با توبه ، گناهان ناپدید مى شوند.

2 ـ برخوردارى از مواهب الهى و زندگى شیرین

انـسـان ، از طریق توبه ، به مواهب دنیایى و جامعه اى آباد و سعادتمند دست مى یابد چنانكه در قرآن كریم آمده است :

(... تُوبُوا اِلَیْهِ یُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً...)(7)

بـه سـوى او (خـدا) بـازگردید تا به طرز نیكویى شما را (از مواهب زندگى این جهان ) بهره مند سازد.

حسنات

3 ـ تبدیل لغزش ها به حسنات

هـنـگـامـى كه انسان با توبه به سوى خدا بازگشت ، دگرگونى عمیقى در سراسر وجودش پـیـدا مـى شـود و اعـمـال زشـت او به حـسـنـات تبدیل مى شود. چنانكه در قرآن كریم مى فرماید:

(مـَنْ تابَ وَ ا مـَنَ وَ عـَمـِلَ عـَمَلاً صالِحاً فَاءُول ئِكَ یُبَدِّلُ اللّ هُ سَیِّئ اتِهِمْ حَسَن اتٍ وَ ك انَاللّ هُ غَفُوراً رَحی ماً)(8)

كسى كه توبه كند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل مى نماید و خداوند آمرزنده و مهربان است .

4 ـ باران رحمت و افزایش قدرت

قـرآن كـریـم اسـتـغـفـار از گـنـاهـان و بازگشت به سوى خدا را مایه آبادانى وخرّمى معرفى كرده ، مى فرماید:

(... تـُوبـُوا اِلَیـْهِ یـُرْسـِلِ السَّم اءَ عـَلَیـْكـُمْ مـِدْر ارًا وَ یـَزِدْكـُمْ قـُوَّةًاِل ى قُوَّتِكُمْ...)(9) تـوبـه كـنـیـد تـا خـداونـد آسـمـان را بـراى شـمـا به باریدنِ فراوان بگمارد و نیرویى برنیرویتان بیفزاید.

 

كلام مرحوم فیض كاشانى 

مرحوم فیض كاشانى مى فرماید: توبه از امور اختصاصى نیست بلكه نسبت به اشخاص و احوال عمومیت دارد و هیچ كس از آن بى بهره نیست قال اللّه تعالى : وتوبوا الى اللّه جمیعا(10) همگى به درگاه خدا توبه كنید. در این آیه خطاب عمومى است و اختصاص به گروه معینى ندارد.

امّا این كه بر هر انسانى لازم است در تمام حالات توبه نماید. براى آن است كه هیچ كس از معصیت جوارحى بر كنار نیست و به فرض آنكه گاهى اوقات جوارحش مرتكب معصیت نشود، در قلب مرتكب معصیت مى شود و اگر قلبا به ارتكاب معصیت نپردازد از وسوسه شیطان كه او را از ذكر خدا غافل مى سازد بر كنار نیست و ثابت است كه همه این موضوعات موجبات نقص او را فراهم مى سازند.هیچ كس خالى از این نقیصه نیست لیكن در مقدارش ، متفاوتند و در اصل گناه مشتركند و اما گناه انبیا و اوصیا مانند گناه ما نیست گناه آن ها این است كه از ذكر دایمى حق باز مى مانند و به امور مباح مى پردازند و چون از توجه به مباحات باز مانند اجرشان مضاعف گردد.

به سوی آخرت بشتابید و بر مرگها پیشی گیرید،زیرا نزدیک است که آرزوی مردم قطع شده و مرگ آنان را دریابد و باب توبه برایشان بسته شود

حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول اكرم با آن كه گناهى مرتكب نمى شد، در هر شبانه روز صد مرتبه استغفار مى كرد. خداوند متعال اولیاى خود را بدون هیچ گناهى به مصیبت ها و ناراحتى هایى دچار مى فرماید تا اجرشان را مضاعف گرداند.و این كه گناه را استثنا كرده براى آنست كه گناه آنان مانند گناه ما نیست و گناه هر یك از آن ها به اندازه قرب منزلت اوست.(11)

 

كلام امام خمینى (قدس سره) 

امام خمینى قدس سره مى فرماید:شخص تائب ، پس از توبه نیز آن صفاى باطنى برایش باقى نمى ماند، چنان كه صفحه كاغذى را اگرسیاه كنند و باز بخواهند جلا دهند البته به حال جلاى اولى بر نمى گردد یا ظرف شكسته اى را اگر اصلاح كنند باز به حالت اولى مشكل است عود كند. بسیار فرق است بین دوستى كه در تمام عمر، با صفا و خلوص با انسان رفتار كند با دوستى كه خیانت كند و پس از آن عذر تقصیر طلب نماید. بنابراین ، انسان باید حتى الامكان گناه نكند و اگر خداى نخواسته گناه كرد هر چه زودتر در صدد توبه و علاج برآید.(12)

کلام آخر: به سوی آخرت بشتابید و بر مرگها پیشی گیرید، زیرا نزدیک است که آرزوی مردم قطع شده و مرگ آنان را دریابد و باب توبه برایشان بسته شود. امام علی (علیه السلام)

 

پی نوشت ها:

1-نور، 31.

2-تحریم ، 8.

3-بحارالانوار، ج 78، ص 48.

4- المیزان ، ج 9، ص 400.

5-اصول كافى ، ج 2، ص 316.

6-شرح غررالحكم ، ج 3، ص 240.

7-هود، 3

8- فرقان، 70

9-هود، 52.

10-نور، 31.

11-محجة البیضاء، ج 7، ص 17.

12-اربعین امام خمینى ، ص 233

                                                                                                                                 فرآوری: زهرا انصاری نسب

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع : کتاب  تحلیلى بر روشهاى تربیت نفس و اهداف آن در فرهنگ وحى ،اكبر دهقان

کتاب اخلاق و تربیت های اسلامى،مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

شما قبل از خواب وضو نمی‌گیرید!

شما قبل از خواب وضو نمی‌گیرید!


چرا فقط این اعضای چهارگانه وضو داده می‌شوند ؟ می‌گوییم به جهت این که وقتی انسان در مقابل پروردگار خود می‌ایستد اعضای وضو ظاهر و آشکارند ، زیرا با پیشانی سجده کرده و با دست‌های خود سؤال می‌کند و با سر خود متوجه رکوع و سجده می‌شود و به وسیله پاها قیام و قعود می‌کند ،پس در نتیجه باید این اعضای چهارگانه پاک و تمیز باشند.


وضو
کلیدی برای رابطه با خدا

اگر انسان بخواهد با پروردگار رابطه پیدا بکند دو راه وجود دارد، یک راه برای اولیا خداست یک راه هم برای نوع ماست.

اما راهی که برای همه ماست:

از رسول خدا(صلی الله علیه و آ له) سؤال شد: یا رسول الله راه رسیدن به خدا چیست؟

حضرت فرمودند: فاصله گرفتن از نفس و امیال نفسانی.

هم چنین امام صادق(علیه‌السلام) به شخصی فرمودند: این علمی که پیدا کردی از کجا پیدا کردی؟ چگونه بر اسرار غیب مطلع شدی؟

گفت: یابن رسول الله هر چه دلم خواست، بر خلاف آن عمل کردم با امیال نفسانی مبارزه کردم.

البته این راهی است که باید البته ! البته! خدا مساعدت بکند.

اما راه دیگر که مخصوص اولیای خداست:

هر چه که عمل می‌کند برای خدا باشد، اگر نماز می‌خوانم برای خاطر پروردگار باشد. همان طور که در منزل وضو می‌گیرم خارج از منزل هم همان طور وضو بگیرم.

اگر گفته شود چرا فقط این اعضای چهارگانه وضو داده می‌شوند ؟ می‌گوییم به جهت این که وقتی انسان در مقابل پروردگار خود می‌ایستد اعضای وضو ظاهر و آشکارند ، زیرا با پیشانی سجده کرده و با دست‌های خود سؤال می‌کند و با سر خود متوجه رکوع و سجده می‌شود و به وسیله پاها قیام و قعود می‌کند ،پس در نتیجه باید این اعضای چهارگانه پاک و تمیز باشند

خدا رحمت کند مرحوم حاجی انصاری را که گفت: در منزل کسی مهمان بودم خواستم بخوابم. صاحب خانه برای من آب وضو آورد و گفت : شما قبل از خواب وضو نگرفته‌اید! به صاحب خانه گفتم: من در منزل خودم هم قبل از خواب وضو نمی‌گیرم.

خدای نکرده طوری نشود که در منزل خودت وضو نگیری، اما در خانه مهمان وضو بگیری! این شرک است. چنین شخصی مشرک است.

با توجه به باطل شدن وضو هنگام خواب چرا در اسلام به آن سفارش شده است ؟

همان طور که گفتید، خواب وضو را باطل می‌کند و اما دلیل وضو گرفتن قبل از خوابیدن، آن است که انسان وقتی در بستر قرار می‌گیرد تا خواب چشمان او را دریابد، در آن لحظات فراغ، خطورات ذهنی زیادی دارد. خداوند متعال که رب‌العالمین است و بر اساس لطف و عنایت خاص خود می‌خواهد از همه فرصت‌های ممکن در جهت پرورش روح انسان و تربیت او استفاده شود، برای او وظایفی را مقرر داشته است که البته به جهت تسهیل بر بندگان آن را الزامی و واجب قرار نداده است.

از جمله این برنامه‌ها، آن طور که از آموزه‌های اسلامی آشکار می‌شود، وضو گرفتن قبل از خواب و ذکر تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) و آیت‌الکرسی و دیگر اذکار می‌باشد و واضح است کسی که با طهارت روحی در بستر بخوابد الهامات روحی او (چنان که در علم روان‌شناسی نیز اثبات شده است) الهی و مثبت خواهد بود و چنان که کسانی که خناس باشند و یا در روز و یا قبل از استراحت کارهای ناشایست انجام داده باشند، در خواب نیز خطورات شیطانی و یا زیانبار و آسیب‌زای روحی خواهند داشت. لذا در روایات وارد شده است که اگر کسی با طهارت (وضو) در بستر بخوابد به منزله آن کسی است که از شب تا به صبح به عبادت می‌پرداخته است.

راه دیگر که مخصوص اولیای خداست: هر چه که عمل می‌کند برای خدا باشد، اگر نماز می‌خوانم برای خاطر پروردگار باشد. همان طور که در منزل وضو می‌گیرم خارج از منزل هم همان طور وضو بگیرم

"فلسفه وضو گرفتن"

یک یهودی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) این سؤال را کرد و حضرت در جواب فرمودند : علت اینکه صورت باید شسته شود آن است که چون آدم با صورت رو به گناه آورد و علت شستن دست‌ها این است که چون با دست‌ها میوه‌ی منهیّه را چید و علت این که سر باید مسح شود چون فکر گناه کرده و علت این که پاها باید مسح شود چون با آن‌ها به طرف گناه قدم برداشت.

از حضرت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) روایت است که : وقتی صورت را می شوییم یعنی رو از دنیا شستیم و وقتی دست‌ها را می شوییم یعنی دست از دنیا کشیدیم و وقتی مسح سر می‌کنیم یعنی فکرمان را از دنیا خالی می‌کنیم و وقتی مسح پا می‌کشیم یعنی پا از دنیا کشیدیم.

اگر گفته شود چرا فقط این اعضای چهارگانه وضو داده می‌شوند ؟ می‌گوییم به جهت این که وقتی انسان در مقابل پروردگار خود می‌ایستد اعضای وضو ظاهر و آشکارند ، زیرا با پیشانی سجده کرده و با دست‌های خود سؤال می‌کند و با سر خود متوجه رکوع و سجده می‌شود و به وسیله پاها قیام و قعود می‌کند ،پس در نتیجه باید این اعضای چهارگانه پاک و تمیز باشند.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع:

بیانات آیت الله حق شناس

سایت پرسمان

اسرارالصلاة، میرزا جواد ملکی تبریزی

«نورٌ عَلَی نورٍ» چیست؟


«نورٌ عَلَی نورٍ» چیست؟


«نور» را بر دست و صورت خود بپاش، آن را با چشم ببین، بر زبان جاری کن و با او سخن بگو، کاری که مقدمه‌اش «نور»، خودش «نور» و مقصدش نیز «نور» است؛ «نورٌ عَلَی نورٍ»


تلاوت

نخستین ادب از آداب تلاوت قرآن، طهارت و پاکیزه بودن قاری قرآن است. اگر کسی بخواهد به خطوط قرآن دست بزند و یا احتمال می‌دهد هنگام قرائت، دستش به خطوط قرآن می‌رسد لازم است با طهارت باشد. دلیل آن را آیه 79 سوره واقعه بیان می کند که خداوند فرمود: «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ؛جز پاکان دست بر آن (قرآن) نزنند».

به جز دست پاکان نیاید به آن

فرستاده آمد ز رَبّ جهان

مفسر عالی‌قدر قرآن علامه شُبَّر در «تفسیرالقرآن‌الکریم» درباره این آیه می‌نویسد؛ «لا یَمَسُهُ اِلّا المُطَهَرُون مِنَ الحَدَثِ اَوِ الکُفر»، یعنی کسانی می‌توانند به قرآن دست بزنند که از حدث یا کفر مبرّا باشند. حدث عبارت است از چیزهایی که وضو را باطل کند.

 

قرآن خواندن همراه با طهارت تعظیم و احترام به کلام خداست

[تلاوت کنندگان قرآن] باید در موقع خواندن و گوش دادنِ قرآن، حالت حزن و اندوه به خود گیرند و جان ها را نرم و رقیق ساخته، فروتنی و خشوع و خشوعِ آنان افزوده گردد.

و قول خدای تعالی که «لا یَمَسُّهُ اِلاّ المُطَهَّرون» یعنی قرآن را جز پاکیزگان لمس نمی کنند، جهت بیان این مطلب است که لمس کردن نقوش و حروف قرآن جز به پاکیزگی ظاهر از خُبث و حَدَث شایسته نیست.

و اینکه تماس با باطن و مقصود قرآن و اتّصال به لطائف و حقایق آن و بهره یابی از علوم و برکات آن ممکن نیست جز با طهارت باطن از پستی های اخلاقی و ناپاکی ها و شک و تردید و وسواس، و نیز باید خود را از علوم عادی و افکار عامیانه تقلیدی که از مردم گرفته شده است پاکیزه نگاه دارد.

در اینجا قول خداوند است که می فرماید: آن کسانی که به آنان، دانش داده شد و قبل از فرو فرستادن قرآن، به صحَّت آن آگاه بودند، هرگاه آیه ای از قرآن بر ایشان تلاوت شود، به خاک می افتند و به حال سجده قرار می گیرند و می گویند: منزَّه است پروردگار ما که وعده پروردگار البته انجام می شود. [و آنان به هنگام سجده] می گریند و حالت خشوعِ آنها، افزوده می گردد.

منظور از مَسّ قرآن، رساندن و تماس اعضای بدن با خط قرآن است. کسی می‌تواند قرآن را مس کند که طهارت داشته باشد. منظور از طهارت، غسل و وضو است. کسی که غسل به عهده دارد برای دست زدن به قرآن، ابتدا باید غسل کند، در غیر این صورت برای مَسّ قرآن واجب است وضو بگیرد

پس خواننده قرآن به سه چیز احتیاج دارد: دلِ خاشع، بدن آسوده و جایگاه خلوت.

پس هنگامی که نسبت به خدا، دلش خاشع شد، شیطان از او می گریزد. اگر روانِ خویش را از اسباب و وسایل جدا ساخت، قلب او برای خواندن قرآن، مجرّد (تنها) می شود و هیچ چیز، عارضِ دل او نمی گردد و او را از روشنایی قرآن که باید دلِ او را روشن کند و از فواید آن نیز، محروم نمی گرداند.

منظور از مَسّ قرآن، رساندن و تماس اعضای بدن با خط قرآن است. کسی می‌تواند قرآن را مس کند که طهارت داشته باشد. منظور از طهارت، غسل و وضو است. کسی که غسل به عهده دارد برای دست زدن به قرآن، ابتدا باید غسل کند، در غیر این صورت برای مَسّ قرآن واجب است وضو بگیرد.

فلسفه این حکم الهی ـ طهارت هنگام مَسّ قرآن ـ روشن است. قرآن کلام خدا است و احترام آن بر همگان لازم است. به این جهت همه مسلمانان وظیفه دارند هنگام مَسّ قرآن، با طهارت باشند.

پس خواننده قرآن به سه چیز احتیاج دارد، دلِ خاشع، بدن آسوده و جایگاه خلوت

قرآن خواندن مسیری که ابتدا تا انتهایش نورانی است

خدا در موارد متعددی قرآن را «نور» معرفی کرده است، از جمله در این آیه کریمه: «و اَنزَلنا إلَیکُم نوراً مبیناً؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم.»

از طرفی در کلام پیشوایان دینی، وضو نیز «نور» معرفی شده است: «اِنَّ الوُضوءَ عَلی الوُضوءِ نورٌ عَلی نور؛ وضو ساختن بر روی وضوی قبلی، نوری بر روی نور است.»

ذات اقدس الهی، خود نور مطلق و منشأ نور است؛ «الله نورالسَمواتِ وَ الاَرضِ»؛ کتاب او نور است، وضو هم نور است، حال اگر هنگام قرائت کتاب خدا، قاری قرآن با وضو باشد قطعاً بهره‌ای از نور خدا و قرآن نصیب او خواهد شد.

 

وضو سبب پاکی، و زدودن سستی و خواب

از امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام نقل شده است که آن امام همام فرمود: «همانا به وضو گرفتن دستور داده شده است تا هنگامی که بنده برای مناجات در مقابل خدای توانا می‌ایستد، پاک باشد و اینکه فرمانبردار دستورهای او بوده و از نجاسات و پلیدی‌ها پاک باشد، علاوه بر این، وضو سستی را از بین می‌برد و خواب را دور می‌کند.»

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  


منابع:

خبرگزاری دانشجو

سایت حوزه

دانه سیب

دانه سیب
از طبیعت می توان درس های بسیاری گرفت.
تا به حال نگاهی به یک درخت ســـیب انداخته اید؟

شاید با یک حساب سر انگشتی از ظاهر درخت به این نتیجه برسید که پانصد سیب روی درخت قرار دارد که هر کدام حاوی دست کم ده دانه اند.
چند ثانیه تمرکز کنید و یک ضرب ساده انجام دهید، به این نتیجه می رسید که این در درون میوه های یک درخت سیب دانه های زیادی وجود دارد.
حال ممکن است این سوال در ذهن شما خطور کند که «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟»
در این زمان طبیعت به ما نکته ای می آموزد :
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.»
از این مطلب می توان این نتایج را بدست آورد:
- باید در بیست مصاحبه شرکت کنید تا یک شغل بدست آوری.
- باید با چهل نفر مصاحبه کنید تا یک فرد مناسب استخدام را برای کارتان استخدام کنید.
- باید با پنجاه نفر صحبت کنید تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایده ات را بفروش برسانی.
- باید با صد نفر آشنا شوید تا یک رفیق شفیق پیدا کنید.
وقتی که «قانون دانه» را درک کنیم دیگر ناامید نمی شویم و به راحتی احساس شکست نمی کنیم.
قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آنها درس گرفت.
در کلام آخر : افراد موفق هر چه بیشتر شکست می خورند، دانه های بیشتری می کارند

برای تقویت حافظه DHA زیاد بخورید


اسید دوکوساهکسائنویک که بیشتر با نام DHA شناخته می شود یکی از مواد خوراکی ضروری برای سلامت مغز است. DHA یکی از عناصر اساسی و پایه برای مغز به شمار می رود و باعث می شود تا افراد در سنین بالا و کهنسالی خیلی کمتر دچار کاهش قدرت تشخیص شوند
برترین ها: اگر جزو افرادی هستید که ماهی و قرص های مکمل امگا سه مصرف می کنند تا حافظه خوبی داشته باشند، باید به شما تبریک گفت. اگر این گونه نیستید، حتما از همین امروز این کار را آغاز کنید. امگا سه همچنین باعث برطرف شدن چروک های بدن نیز می شود. در ضمن، مصرف امگا سه باعث می شود در آینده دچار بیماری هایی همچون آلزایمر، ورم یا آرتریت مفاصل نشوید.

اسید دوکوساهکسائنویک که بیشتر با نام  DHA شناخته می شود یکی از مواد خوراکی ضروری برای سلامت مغز است. DHA یکی از عناصر اساسی و پایه برای مغز به شمار می رود و باعث می شود تا افراد در سنین بالا و کهنسالی خیلی کمتر دچار کاهش قدرت تشخیص شوند. در ضمن، برای رشد مغز جنین و حتی شکل گیری بهتر آن نیز لازم است. تاکنون بیشترین تاثیرات مثبت این ماده را برای افراد مسن و مادرهای باردار و جنین های آنها می دانستند.
برای افزایش حافظه این ماده را زیاد مصرف کنید
گروهی از دانشمندان تغذیه و خوراکی در دانشگاه مَسی در نیوزیلند در مورد اینکه آیا بزرگسالان سالم و میان سال نیز می توانند از مزایای DHA  بهره ببرند، تحقیق کرده اند. بر اساس تحقیق آنها، مردم آن منطقه یک‌سوم یا حتی کمتر از میزان مورد نیاز خود امگا سه و DHA مصرف می کنند.

به همین دلیل، این محققان حدود 200 بزرگ سال در حدود سن های 18 تا 45 سال را انتخاب کردند که دوز مصرفی کاملی از امگا سه نداشتند و تاثیر قرص های مکمل DHA را روی آنها آزمایش کردند. آنها بیشتر روی حافظه اپیزودیک شرکت کننده ها همچون نام یا تاریخ، حافظه کوتاه مدت، زمان واکنش، سرعت عملکرد و هوش عمومی آنها متمرکز بودند.  

مصرف 1.16 گرم DHA در طول روز برای مدت شش ماه (برابر با مصرف 2 یا 3ه ماهی چرب در هر هفته)، باعث بهبود زیاد زمان واکنش افراد مورد آزمایش شده بود اما روی مردها و زنان تاثیر متفاوتی داشت. در خانم ها، حافظه اپیزودیک آنها رشد فراوانی داشت، DHA باعث شده بود تا دقت و تعداد تصاویر یا کلماتی که دیده اند، افزایش پیدا کند. در مردها، حافظه کوتاه مدت آنها بهبود زیادی یافته بود. آنها با مصرف DHA، 20 درصد سریع تر از پیش می توانستند وارد مورد نیاز را به یاد بیاورند.
برای افزایش حافظه این ماده را زیاد مصرف کنید
این گروه از محققان، همین تحقیقات را روی گروه سنی جوان تر آزمایش کردند و تاثیر آن بسیار شگفت آور بود. نتیجه این تحقیقات این بود که DHA برای مغز در هر سنی بسیار مفید و لازم است و این مساله فقط مختص جوانان یا افراد پیر نیست.

DHA فقط در ماهی های پرچرب همچون سالمون، ماهی تن آلباکور، قزل آلای رودخانه ای و گربه ماهی پیدا می شود. کارشناسان توصیه می کنند حداقل دو وعده در هفته ماهی مصرف کنید. یا دست کم از قرص های روغن ماهی یا جلبک های خوراکی تغذیه کنید. همه انسان ها باید در طول روز بین 1100 تا 2000 میلی گرم امگا سه مصرف کنند.

منبع : برترينها


این موجود عجیب‌وغریب با پوشش زیبای صورتی‌رنگ، بازوهای متعدد ریز، زائده بلند منگوله‌مانند و دو ردیف چشم در لبه صدف، آب‌زی نرم‌تنی به نام گوش‌ماهی است که در بر سطح بستر دریاها و اقیانوس‌ها زندگی می‌کند.نام این موجود به انگلیسی Scallop است که از واژه فرانسوی باستانی escalope به معنی پوسته گرفته شده است.

چرا دولت سکوت کرده است؟


سفرهای متوالی دولت به استان‌های مختلف که با برگزاری برنامه‌های حاشیه‌ای و غیرمهم همراه است، موجب غفلت از وضعیت بازار کالاهای اساسی شده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی مشرق ،طی روزهای اخیر، قیمت برخی کالاهای اساسی و اقلام خوراکی دستخوش تغییراتی شده و برخی نگرانی هایی را در سطح جامعه ایجاد کرده است.

بر خلاف انتظار، تاکنون هیچ واکنشی از سوی دولتمردان نسبت به این نوسانات مشاهده نشده که یکی از علت های آن را باید در مشغله سفرهای پشت سر هم استانی دانست.



طی روزهای اخیر، برنامه اصلی دولتمردان به حضور در سفرهای استانی، سخنرانی در شهرهای مختلف استان‌ها، افتتاح طرح‌های جدید، نیمه‌کاره یا قبلا افتتاح‌شده و نهایتا برنامه‌های حاشیه‌ای و "پرچم بازی "خلاصه شده است.

این در حالی است که تیم اقتصادی دولت از وظیفه اصلی خود مبنی بر کنترل بازار،‌ غافل شده است. ترافیک برنامه‌های سفرهای استانی حتی موجب شده تا شوراها و ستادهای تصمیم‌گیر دولت نیز تشکیل نشود. به عنوان مثال، همزمان با التهاب قيمت ها در بازار جلسه ديروز ستاد تنظيم بازار به دليل حضور نيافتن برخي از وزيران عضو کارگروه بدون مصوبه و نتيجه گيري خاص پايان يافت.



حسن رادمرد، معاون توسعه بازرگاني داخلي وزارت صنعت، معدن و تجارت، اظهار داشته است که: قرار شد با توجه به نيمه کاره ماندن جلسه ديروز در هفته هاي آينده نسبت به قيمت گذاري جديد روي کالاهاي اساسي تصميم گيري شود.

با اين اوصاف و همزمان با مشخص نشدن قیمت قطعی برخی کالاهاي اساسي و مصرفي، بي نتيجه ماندن جلسه ستاد تنظيم بازار و شرکت نکردن برخي از وزرا در آن توجيهي منطقي نداشته و ادامه اين روند ستاد «تنظيم» بازار را به يک نظاره گر و به عبارتي به ستاد «ناظر» بازار تبديل مي کند که فقط شاهد افزايش بي ضابطه قيمت ها خواهد بود.

حضور متوالی دولت در سفرهای استانی، حتی انتقاد نمایندگان مجلس را نیز درآورده است، به طوری که در جلسه علنی مجلس، نمایندگان نسبت به عدم حضور وزرا در مجلس برای پاسخگویی به سوالات نمایندگان، انتقاد کردند.


بررسی قیمت خرده‌فروشی کالاها در سطح شهر بیانگر آن است که قیمت کالاهایی مانند روغن‌نباتی،برنج ایرانی و خارجی ،قند وشکر، انواع رب گوجه‌فرنگی، ماکارونی، حلوا شکری، آبمیوه‌ها، نوشابه‌های گازدار، تنقلات و برخی انواع لبنیات و همچنین نرخ انواع شامپو، صابون، وایتکس، مایع ظرفشویی و پودر شوینده تغییرات داشته ؛ به‌نحوی که فروشندگان کالا از تغییر روزانه قیمت‌ها گلایه داشته و نسبت به عرضه کالا با نرخ‌های مصوب تردید دارند.

متاسفانه این اوضاع بازار در حالی است که مقامات ارشد دولتی این‌روزها به سفرهای استانی می روند و گویا کنترل بازار، جزء حقوق ملت نیست!



عروسک باربی بدون آرایش! +عکس



همیشه چهره های بدون آرایش و گریم مشاهیر و هنرمندان برای مردم جالب بوده است چرا که به نوعی واقعیت آنها را نشان می دهد.
روزگارنو: همیشه چهره های بدون آرایش و گریم مشاهیر و هنرمندان برای مردم جالب بوده است چرا که به نوعی واقعیت آنها را نشان می دهد.

 این بار نوبت به عروسک معروف باربی رسیده که چهره واقعی اش را به نمایش بگذارد.

عروسک باربی بدون آرایش! +عکس

ادی آگور طراح گرافیک با طراحی عروسک باربی بدون آرایش و قرار دادن عکس های این عروسک در صفحات اجتماعی به دنبال نشان دادن چهره ای بدون رنگ و لعاب و حتی عیوب این عروسک بوده است.

بسیاری از بچه ها و بزرگ تر ها وقتی باربی را می بینند وی را کاملأ بدون عیب و نقص دانسته و در برخی موارد الگوی زیبایی می پندارند.

اما این بار حضور باربی با دندان های زرد،مو های مجعد،کک و مک ،پف زیر چشم و ....نظرات جالبی را به دنبال داشته است.

تا جاییکه بسیاری از افراد بازگشت خود آگاهی را در خودشان حس می کنند و اینکه آرزوی باربی شدن و باربی بودن یک آرزوی نه چندان زیبا است.

كبرورزان و آتش    



    پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و ‏آله :
    أَكثَرُ مَن يَدخُلُ النَّارَ المُستَكبِرونَ .


    بيشتر كسانى كه در آتش داخل میشوند، كبرورزاناند


امالی طوسی: ص 538 /  حكمت نامه پيامبر اعظم (ص) : ج‏14 ، ص 506

دوربین های دیجیتال




DEV-50V، نسل دوم دوربین های شکاری دیجیتال سونی با قابلیت فیلمبرداری سه بعدی

سونی رسما از جدیدترین مدل دوربین های شکاری دیجیتال خود که به امکان ضبط تصاویر اچ دی و سه بعدی مجهز هستند، رونمایی کرد. این محصول جدید با نام DEV-50V شناخته می شود و نسل دوم از دوربین های شکاری دیجیتال سونی است. در مقایسه با نسل قبلی ، این دوربین سبک تر، کوچکتر و ضد آب شده است. سونی همچنین در این دوربین جدید برخی بهبودهای بنیادین را اعمال کرده است. این محصول، همان دوربینی است که در CES 2013 درون آکواریومی شیشه ای قرار داشت و چیز زیادی درباره آن اعلام نشده بود.

DEV-50V از دامنه زوم وسیعی بهره می برد و می تواند از 0.8x تا 25x زوم کند و همزمان قابلیت فوکوس اتوماتیک را هم در اختیارتان می گذارد. محصول تازه سونی برای جلوگیری از لرزش تصویر و تاری بیش از حد آن در زوم های بالا از سیستم لرزش گیر ویژه ای بهره مند است. دوربین شکاری جدید سونی به راحتی و حتی در نور کم می تواند به ضبط تصاویر دو بعدی و سه بعدی بپردازد.

این دوربین برای ضبط عکس و فیلم از یک سنسور 20.4 مگاپیکسلی Exmor R CMOS ویژه سونی بهره می برد. و صدای ویدیو هم به صورت استریو ضبط می گردد. چشمی های الکترونیک آن هم برای داشتن بهترین کیفیت و کنتراست تصویر از نوع OLED Tru-Finder با کیفیت XGA هستند.

دوربین شکاری 50V از پردازشگر تصویر BIONZ سونی کمک می گیرد تا تصاویر سه بعدی برجسته ای را برای تان به نمایش بگذارد. کاربر می توانید این دوربین را مستقیما با کابل HDMI به تلویزیون وصل کرده، به تماشای عکس و ویدیوهای ضبط شده بنشیند. تامین نیروی دوربین شکاری جدید سونی هم بر عهده یک باتری قابل شارژ ظرفیت بالا است که تا سه ساعت ضبط فیلم دو بعدی را با هر بار شارژ امکان پذیر می سازد.

نکته مهم و نهایی هم اینکه برای خرید این دوربین ۲۰۰۰ دلاری باید تا ماه ژوئن (خردادماه) صبر کنید. در ادامه مطلب می توانید گالری عکس های DEV-50V را ببینید.


frontdev-50vbk-004-500px-narenji-ir.jpg

back2dev-50vbk-002-500px-narenji-ir.jpg

left-opendev-50vbk-005-500px-narenji-ir.jpg

main1dev-50vbk-007-500px-narenji-ir.jpg

reardev-50vbk-008-500px-narenji-ir.jpg

sony-bino-1-560x500-009-500px-narenji-ir.jpg

فیس بوک عامل یک سوم طلاق ها در ایران


فیس بوک عامل اصلی یک سوم طلاق ها در ایران شناخته شده است .
باشگاه خبرنگاران جوان: فیس بوک عامل اصلی یک سوم طلاق ها در ایران شناخته شده است .

سرهنگ یلی رئیس پلیس فتا خراسان شمالی در همایش جرایم رایانه ای و مجازات که در دانشگاه پیام نور بجنورد برگزار شد فیس بوک را خطرناک ترین سلاح جنگ اطلاعاتی آمریکا دانست و گفت:فیس بوک عامل یک سوم طلاق ها در ایران شناخته شده و تنفرآمیزترین ابزار جاسوسی دنیا است.
 
وی با بیان اینکه این ابزار قدرتمند جاسوسی یک میلیارد کاربر با 40 زبان قابل دسترسی در دنیا دارد،گفت: خراسان شمالی به منظور پیشگیری از جرایم یارانه ای دو گام اساسی آموزش همگانی ،اطلاع رسانی و مبارزه با جرایم سایبری در فضای مجازی را به عنوان یکی از اولویت های کار در دستورکار خود قرار داد.
 
وی از جمله وظایف پلیس فتا استان را حفاظت و صیانت از هویت دینی و ملی و ممانعت از تعرض به ارزش ها ،مراقبت و پایش از فضا"فتا" برای برقرای امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعات در استان و مقابله با ایجاد اختلال در فضای عمومی و ... عنوان کرد .
 
سرهنگ یلی خاطرنشان کرد:متاسفانه امروزه شکاف نسلی "شکاف دیجیتالی" در بین والدین با فرزندانشان زیاد شده است که والدین باید به گوش باشند و سواد رسانه ای و دیجیتالی خود را افزایش و بروز رسانی کنند.
 
وی تصریح کرد:تحقیقات نشان داده بیش تر معتادان به شبکه های اجتماعی افراد خجالتی،افسرده و گوشه گیر هستند.
 
وی افزود : نهادها و سازمانها و مجموع ارگانها می بایست به امنیت شبکه و سیستم خود توجه لازم راد اشته باشند در این همایش از مزایا و معایب استفاده از بلوتوث ،وبلاگ ،فیس بوک ،چت روم و فضای سایبری به میان آورد .

خاطرات مادر مظلوم مدينه

سلام

گوشه ايي از كتاب بسيار ناب فرياد مهتاب رو براي عزيزان آورده ام در اين قسمت ماجراي كامل سقيفه را با زباني بسيار شيرين خواهيد خواند. توصيه بسيار زياد من به دوستان اينست كه حتما اين پست رو مخصوصا از قسمت 3 به بعد رو مطالعه كنند

انشاالله در پست هاي بعدي ادامه ماجرا رو خواهيد شنيد



(با حماسه اي كه حضرت زهرا (س) آن را آفريد آشنا شويد)


an image


شهادت حضرت زهرا
مظلومیت حضرت علی
سقیفه بنی ساعده
خلافت ابوبکر
خلافت ابی بکر
بیعت با ابوبکر
بیعت با ابی بکر
آتش زدن در خانه فاطمه
آتش زدن در خانه علی
ایام فاطمیه
ظلم به فاطمه

بسم الله الرحمن الرحیم

من مى خواهم براى تو از مادر مظلوم مدينه سخن بگويم، همسفر من باش!

بيا به مدينه سفر كنيم و از حوادثى كه بعد از وفات پيامبر در آن شهر روى داد، باخبر شويم.

به راستى چگونه شد كه مردم  مدينه، عهد و پيمان خود را شكستند و مظلوميّت دختر پيامبر را رقم زدند ؟

من مى خواهم تو را با حماسه اى كه حضرت فاطمه(س)، آن را آفريد، آشنا كنم .

حماسه يارى حق و حقيقت !

حماسه اى به بلندى تاريخ آزادى وشرافت !

من مى خواهم مظلوميّت مادرم فاطمه(س) را بيان كنم و تو را از ماجراى خانه اى باخبر كنم كه در آتش كينه سوخت!

دوست من! بيا با هم دفترِ تاريخ را باز كنيم و در ده ها كتاب پژوهشى - تاريخى به جستجوى حقيقت بپردازيم تا بدانيم بر مادرِ مظلوم شيعه چه گذشته است .

كتابم را به حضرت فاطمه(س) اهدا مى كنم ، باشد كه شفاعتش نصيب همه ما گردد .

در چاپ چهاردهم به بازنگرى قسمت هايى از كتاب پرداختم و فقط متنِ پى نوشت ها را خلاصه كردم تا حجم كتاب كمتر شود.

بسيار خوشحال مى شوم كه از نظرات شما در مورد اين كتاب بهره ببرم ، منتظر شما هستم .

مهدى خُدّاميان آرانى

 

ـــــــــــــــــ
 
نگاه من به آسمانِ پر ستاره دوخته شده است ، نمى دانم فردا چه خواهد شد . با خود فكر مى كنم ، كاش الآن در مدينه بودم !
خدايا ! آيا خواهم توانست بار ديگر پيامبر را ببينم ؟
امروز خبردار شدم كه بيمارى پيامبر ، بسيار شديد شده است ، ديگر اميدى به بهبودى او نيست . من خيلى نگران هستم . فردا صبح زود به سوى مدينه خواهم رفت ، من مى خواهم بار ديگر پيامبر را ببينم .
اكنون، خورشيد روز سه شنبه ، بيست و نهم ماه صَفَر طلوع مى كند و من آماده رفتن مى شوم . دستى به يالِ اسب سفيد و زيبايم مى كشم ، پا در ركاب مى نهم ، من مى خواهم به سوى مدينه بروم .
آيا تو نيز همراه من مى آيى ؟ تو بايد با عجله همراه من بيايى ، از اينجا تا مدينه ، دو ساعت راه داريم . عشق ديدن پيامبر مرا بى قرار كرده است ، يادم مى آيد آخرين بارى كه پيامبر را ديدم ، خبر از رفتن خود مى داد ، او ديگر از ماندن در اين قفس تنگ دنيا خسته شده بود و دوست داشت كه به اوج آسمان ها پر بكشد و همنشين فرشتگان گردد . آيا من موفّق خواهم شد بار ديگر پيامبر را ببينم ؟[1]
آنجا را نگاه كن ، آيا ديوارهاى شهر مدينه را مى بينى ؟
اكنون ما به مدينه رسيده ايم ، بيا جلوتر برويم ، به مركز شهر ، مسجد پيامبر .
آيا تو هم صداى گريه ها را مى شنوى ؟ براى چه صداى گريه از خانه ها بلند است ؟ چه خبر شده است ؟
خداى من ! پيامبر از دنيا رفته است .[2]
اينجا خانه پيامبر است ، صداى گريه فاطمه(س) ، دختر پيامبر به گوش مى رسد .
آرى ، پيامبر دنيا را وداع گفته است ، اكنون على(ع) دارد بدن مطهر آن حضرت را غسل مى دهد .
پيامبر خودش وصيّت كرده است كه فقط على(ع) بدن او را غسل دهد ، فرشتگان آسمانى او را يارى مى كنند .[3]
من با خود مى گويم خوب است به داخل مسجد پيامبر بروم ، مسجدى كه پيامبر در آنجا براى ما بالاى منبر مى رفت و سخن مى گفت ، هنوز طنينِ صداى مهربان او در گوش من است .
خداى من ! در اين شهر چه خبر است؟ چرا در اين لحظه، مسجد اين قدر خلوت است ؟ پس مردم كجا هستند ؟ آيا كسى از راز خلوتى مسجد خبر دارد ؟[4]
 
*   *   *
 
2
از مسجد بيرون مى آيم، درِ خانه چند نفر از دوستان خود را مى زنم ، امّا كسى جواب نمى دهد .
يك نفر دارد به سوى من مى آيد:
ــ سلام ، آيا مى دانى مردم كجا رفته اند ؟ چرا شهر اين قدر خلوت است .
ــ مگر خبر ندارى كه همه مردم به سقيفه رفته اند ؟[5]
ــ سقيفه ديگر كجاست ؟ آنجا چه خبر است ؟
ــ همراه من بيا ، آنجا خبر مهمّى است .
من همراه او حركت مى كنم ، تو نيز همراه من بيا .
او مرا به سوى غرب مدينه مى برد ، ما از شهر خارج مى شويم .
آنجا را نگاه كن ، آنجا سايبانى است كه به آن سقيفه مى گويند .
چه جمعيّتى در آنجا جمع شده است ! چه سر و صدايى بلند است !
به راستى اينجا چه خبر است ؟
داخل سقيفه ديگر جا نيست ، هر جا را نگاه كنى جمعيّت موج مى زند ، من جمعيّت را مى شكافم و جلو مى روم .
ــ آقا چه مى كنى ، كجا مى خواهى بروى ؟ مگر نمى بينى كه راه بسته است ؟
ــ امّا من بايد جلو بروم ، مى خواهم براى دوستانم كه كتابِ مرا مى خوانند گزارش بدهم و سخن بگويم ، آنها حق دارند بفهمند امروز اينجا چه خبر است .
هر طور كه هست وارد سقيفه مى شوم ، تختى را مى بينم كه پيرمردى بر روى آن خوابيده است .[6]
جلو مى روم ، گويا پيرمرد مريض است ، رنگ زردى به چهره دارد .
يك جوان كنار او ايستاده است ، پيرمرد يك جمله مى گويد و جوان سخن او را با صداى بلند تكرار مى كند تا همه بشنوند .[7]
آيا اين پيرمرد را مى شناسى ؟
او سَعد است ، رئيس قبيله خَزْرَج ، آن جوان هم ، قيس، پسر اوست كه در كنار او ايستاده است .
حتماً مى دانى كه مدينه از دو طايفه بزرگ اَوْس و خَزْرَج تشكيل شده است ، اين دو طايفه قبل از اسلام ، همواره در حال جنگ بودند، امّا به بركت اسلام ، صلح و آرامش به ميان آنها برگشته است .
اكنون ، بزرگان اين دو طايفه در كنار هم جمع شده اند تا براى آينده اين شهر تصميم بگيرند .
سعد ، بزرگ قبيله خزرج چنين سخن مى گويد:
اى مردم مدينه ! شما بايد قدر خود را بدانيد ، شما بوديد كه پيامبر را يارى كرديد و اگر شما نبوديد ، اسلام به اين شكوه و عظمت نمى رسيد .
آرى ، مردم شهر مكّه ، نه تنها پيامبر را يارى نكردند ، بلكه همواره باعث اذيّت و آزار او شدند ، امّا خداوند به ما اين توفيق را داد كه يارى پيامبر را بنماييم و ما تا پاى جان او را يارى كرديم .
اى مردم مدينه ، با شمشيرهاى شما بود كه دين اسلام ، قدرت پيدا كرد ، آگاه باشيد كه پيامبر از دنيا رفت در حالى كه از شما راضى بود و شما نور چشم او بوديد .
اكنون پيامبر به ديدار خدا شتافته است و بعد از او حكومت و خلافت، حقّ  شما مى باشد .[8]
همه مردم يك صدا فرياد مى زنند: «اى سعد ! چه زيبا و خوب سخن گفتى ، ما فقط به سخن تو عمل مى كنيم ، تو بايد خليفه مسلمانان باشى» .
مردم، حسابى به شور افتاده اند ! نگاه كن ! چگونه دور سعد مى چرخند و فرياد مى زنند: «اى سعد ! تو مايه اميد ما هستى ، مرگ بر دشمن تو ! » .[9]
اين همان شعارى است كه آنها در روزگار جاهليّت مى خواندند ، چه شده است كه اين مسلمانان ، به ياد آن روزها افتاده اند ؟
هنوز بدن پيامبر دفن نشده است ، آيا بايد اين گونه به جاهليّت برگردند ؟
گوش كن !
گويا سخن از خلافت است ، بحث خيلى جدّى است ، اين مردم اينجا جمع شده اند تا جانشين پيامبر را معيّن كنند .
مگر پيامبر در روز غدير خُمّ ، على(ع) را به عنوان خليفه و جانشين خود معيّن نكرده است ؟
مگر همين مردم با على(ع) بيعت نكردند ؟ چرا به اين زودى ، همه چيز را فراموش كردند ؟
از روز غدير خُمّ ، حدود دو ماه گذشته است .
آيا آنها سخن پيامبر را فراموش كرده اند كه در ميان هزاران نفر، فرياد زد: «مَن كنتُ مَولاه فَهذا عليٌّ مولاه: هر كه من مولا و رهبر او هستم ; اين على مولا و رهبر  اوست ».[10]
من در همين فكرها هستم كه صدايى به گوشم مى رسد ، يكى از عقب جمعيّت مى گويد: «مهاجران ، سخن ما را قبول نخواهند كرد ، آنها با سعد بيعت نخواهند كرد ، براى اين كه آنها زودتر از ما مسلمان شده اند و پيامبر از طايفه آنهاست» .
همه به فكر فرو مى روند ، آرى ، مهاجران كسانى هستند كه در شهر مكّه به پيامبر ايمان آوردند و همراه آن حضرت به مدينه هجرت كردند .
آنها اوّلين كسانى هستند كه به پيامبر ايمان آوردند و خيلى از آنها از طايفه پيامبر (قريش) هستند .
يكى جواب مى دهد: «ما به آنها خواهيم گفت: دو خليفه معيّن مى كنيم ، يكى از شما ، ديگرى از ما» .
سعد اين سخن را مى شنود رو به او مى كند و مى گويد: «اين سخن را نگوييد كه اين آغاز شكست شما خواهد بود ، شما بايد بر حرف خود ثابت بمانيد ، شما تأكيد كنيد كه خليفه بايد از ميان مردم مدينه باشد ، آنها مجبور مى شوند قبول  كنند» .[11]
 
*   *   *
3
 
حتماً تو هم مثل من با ديدن اين صحنه ها خيلى تعجّب مى كنى . من نزديك يكى از اين مردم مى روم ، و به او چنين مى گويم:
ــ مگر در غدير خُمّ ، پيامبر ، على(ع) را به عنوان جانشين خود معرّفى نكرد ؟ پس چرا مى خواهيد در ميان مسلمانان اختلاف بياندازيد ؟
ــ ما اختلاف را آغاز نكرده ايم ، اين مهاجران بودند كه اختلاف را شروع كردند .
ــ عجب حرف هايى مى زنى ! اين جمعيّت را شما در اينجا جمع كرده ايد يا مهاجران ؟ اين شما هستيد كه مى خواهيد خليفه پيامبر ، همشهرى شما باشد ، تو را به خدا ! دست از اين حرف ها برداريد ، قدرى به فكر اسلام باشيد ، آيا گناه على(ع) اين است كه اهل مكّه است ؟ ! آخر شما چه كسى را بهتر از او مى توانيد پيدا كنيد ؟
ــ ما با خلافت على، هيچ حرفى نداريم .
ــ پس براى چه اينجا جمع شده ايد و مى خواهيد سعد را خليفه خود كنيد ؟
ــ خبرهايى به ما رسيده است كه مهاجران مى خواهند شخص ديگرى را به عنوان خليفه معرّفى كنند . ما مى دانيم عُمَر ( پسر خطّاب ) فكرهايى را در  سر  دارد.
ــ آخر براى چه ؟
ــ مگر تو نمى دانى بعضى از اين مهاجران كه اهل مكّه هستند ، كينه على به دل دارند ، مگر نمى دانى در جنگ بدر و اُحُد ، على عدّه زيادى از مشركان مكّه را به قتل رساند ؟ آنهايى كه به دست على كشته شدند ; برادر ، پدر و يا يكى از اقوامِ اين مهاجران بودند ، براى همين ، آنها كينه على را به دل دارند .[12]
ــ مگر نمى دانى كه على براى دفاع از اسلام دست به شمشير برد ؟ اگر شمشير او نبود مشركان ، همه مسلمانان را مى كشتند .
ــ درست است ، امّا آن ها امروز به فكر انتقام خون بزرگان خود هستند ، آنها قسم خورده اند كه على را خانه نشين كنند ، وقتى كه ما از تصميم مهاجران باخبر شديم ، تصميم گرفتيم تا از آنها عقب نيفتيم و براى همين اين جلسه را تشكيل داديم ، مگر خبر ندارى كه آنها زودتر از ما جلسه گرفته اند و در مورد خلافت به نتايجى رسيده اند ؟[13]
گويا در اين شهر خبرهاى زيادى است ، به راستى چه كسانى قسم خورده اند كه حقّ على(ع) را غصب كنند ؟
 
*   *   *
4
 
نمى دانم آيا بدن پيامبر دفن شده است ؟ چرا مردم ، اين قدر بىوفا شده اند ؟ اين ها كه تا ديروز ، احترام زيادى به پيامبر مى گذاشتند ، چرا امروز نمى خواهند بر بدن پيامبر نماز بخوانند ؟[14]
بيا ، من و تو به سوى خانه پيامبر برويم .
نگاه كن ، على(ع) ، بدن پيامبر را غسل داده و كفن نموده است و خودش ، اوّلين كسى است كه بر پيكر پاك او ، نماز خوانده است .
پيامبر در آخرين لحظه هاى زندگى خود، از على(ع) خواست، تا زمانى كه بدن او را به خاك نسپرده است از پيكر او جدا نشود .[15]
نگاه كن ، على(ع) از خانه پيامبر بيرون مى آيد و از مردم مى خواهد تا بيايند و بر پيكر پيامبر نماز بخوانند .
مردم ده نفر ، ده نفر ، وارد خانه مى شوند و بر آن حضرت ، نماز مى خوانند .
على(ع) تصميم دارد وقتى نماز مسلمانان تمام شود ، بدن پيامبر را در خانه خودش دفن كند .
البتّه عدّه اى مى گويند كه پيامبر را در قبرستان بقيع دفن كنيم ، عدّه اى هم مى گويند كه بدن پيامبر را در كنار منبر ، در داخل مسجد به خاك بسپاريم .
امّا نظر على(ع) اين است كه پيامبر در همان مكانى كه جان داده است ، دفن  شود .[16]
خانه پيامبر ، خانه كوچكى است ، مساحت آن ، حدود نُه متر مربع است ، براى همين ، بايد صبر كرد تا مردم ده نفر ده نفر ، وارد خانه شوند و نماز بخوانند و اين زمان زيادى مى گيرد .[17]
نگاه كن ، عدّه اى كه نماز خوانده اند، به سوى سقيفه حركت مى كنند تا ببينند آنجا چه خبر است .
آرى ، تعداد كمى هم كه در اينجا بودند به سوى سقيفه مى روند ، ديگر اينجا خيلى خلوت شده است ، در مقابل ، سقيفه خيلى شلوغ است .
 
*   *   *
5
 
آنجا را نگاه كن ! آن دو نفر را مى گويم كه سراسيمه به اين سو مى آيند . گويا آنها از سقيفه مى آيند .[18]
نمى دانم چرا آنها خيلى ناراحت هستند ، آيا موافقى با آنها سخنى بگوييم ؟
ــ صبر كنيد ، آخر با اين عجله به كجا مى رويد ؟
ــ ما هر چه سريع تر بايد نزد بزرگان خود برويم ، ما هرگز اجازه نخواهيم داد خليفه از ميان مردم مدينه انتخاب شود .
آنها اين را مى گويند و به سرعت به سوى خانه پيامبر مى روند .
يكى از آنها وارد خانه مى شود و در كنار عُمَر ( پسر خطّاب ) مى نشيند ، او دست عُمَر را مى گيرد و به او مى گويد:
ــ هر چه زودتر بلند شو !
ــ مگر نمى بينى من اينجا كار دارم ؟ پيكر پيامبر هنوز دفن نشده است .
ــ چاره اى نيست ، من با تو كار مهمّى دارم .
ــ خوب ، حرف تو چيست ؟
ــ اينجا كه نمى شود ، بايد برويم بيرون .
عُمَر از جاى خود بلند مى شود و همراه او به بيرون خانه مى رود :
ــ حرفت را زود بزن ! ببينم چه خبرى دارى .
ــ اى عُمَر ، چرا نشسته اى؟ مردم مدينه در سقيفه جمع شده اند و مى خواهند با سعد ، بزرگ قبيله خزرج ، بيعت كنند . ما بايد زود به آنجا برويم وگرنه همه نقشه هاى ما خراب خواهد شد.
عُمَر لحظه اى با خود فكر مى كند، او به ياد مى آورد كه مدّتى قبل با مهاجران سخن گفته بود و نقشه خود را به آنان خبر داده بود، اكنون عُمَر باور نمى كند كه انصار اين قدر سريع براى خلافت ، دست به كار شده باشند !
عُمَر با عجله به خانه پيامبر مى رود ، شايد خيال كنى او مى خواهد به على(ع) خبر بدهد ، امّا اين طور نيست، عمر قبلاً فكرهايى را در سر داشته است، او براى مقام خلافت نقشه هايى كشيده است!!
خوب است ما هم داخل خانه شويم ، نگاه كن ، عُمَر دست ابوبكر را گرفته است و از او مى خواهد كه بلند شود .
ابوبكر به او مى گويد:
ــ مى خواهى چه كنى ؟ چرا اين قدر عجله دارى ؟
ــ بايد با هم به جايى برويم ، ما زود برمى گرديم .
ــ كجا برويم ؟ ما تا پيامبر را دفن نكنيم نبايد جايى برويم .
ــ فتنه اى بزرگ در سقيفه روشن شده است ، ما بايد خود را به آنجا برسانيم .[19]
نگاه كن ، عُمَر و ابوبكر همراه با عدّه اى به سوى سقيفه مى روند .
 
*   *   *
6
 
در سقيفه چه شورى بر پا شده است ، همه انصار به توافق رسيده اند كه با سعد بيعت كنند .
آنها دور سعد مى چرخند و شعار مى دهند ، ظاهراً هيچ كس با خلافت سعد مخالف نيست .
سعد بسيار خوشحال است ، او تا خلافت و حكومت بر سرزمين حجاز بيش از چند قدم ، فاصله ندارد .
در اين ميان ابوبكر و عُمَر و همراهان او از راه مى رسند ، آنها از ديدن اين همه جمعيّت كه در آنجا جمع شده اند تعجّب مى كنند .
نگاه كن !
ابوبكر جلو مى رود ، او سنّش از همه بيشتر است و ريش سفيد مهاجران مى باشد .
او رو به مردم مى كند و چنين مى گويد: «اى مردم مدينه ! شما بوديد كه دين خدا را يارى كرديد ، ما هيچ كس را به اندازه شما دوست نداريم ، شما براداران ما هستيد . مگر نمى دانيد كه ما اوّلين كسانى بوديم كه به پيامبر ايمان آورديم . ما از نزديكان پيامبر هستيم . بياييد خلافت ما را قبول كنيد ، ما قول مى دهيم كه هيچ كارى را بدون مشورت شما انجام ندهيم ».[20]
مردم مدينه با سخنان ابوبكر به فكر فرو مى روند ، آرى ، در آن سال هاى اوّل كه حضرت محمد(ص) به پيامبرى مبعوث شد، اين مهاجران بودند كه به پيامبر ايمان آوردند !
گويا دليل هايى كه ابوبكر آورده است همه را قانع كرده است ، همه سكوت كرده اند ، آرى ، خليفه پيامبر كسى است كه زودتر از همه به پيامبر ايمان آورده و از خاندان پيامبر است . فقط او شايستگى خلافت دارد .
به راستى منظور ابوبكر از اين سخنان چه كسى است ؟
نگاه كن ، همه مردم ، سكوت كرده اند و حق را به ابوبكر داده اند . ابوبكر ، چه ماهرانه سخن گفت و فتنه را خاموش كرد .
آرى ، بعد از سخنان ابوبكر ، ديگر حناىِ سعد هيچ رنگى ندارد ، نگاه كن كه چگونه او و طرفدارانش شكست خوردند .
مردم مدينه مى دانند كه همه آنها ، ده سال بعد از بعثت پيامبر به او ايمان آورده اند ، امّا مهاجران ، در اوّل بعثت پيامبر به اسلام ايمان آوردند .
اى ابوبكر ! چه دليل هاى خوبى آوردى و فتنه را خاموش كردى ! امّا من از تو يك سؤال دارم ، تو براى پيروزى مهاجران بر انصار به دو دليل اشاره  كردى:
اوّل: مهاجران به پيامبر  زودتر ايمان آوردند.
دوّم: مهاجران فاميل پيامبر  هستند.
با تو هستم، اى ابوبكر ! به همين دليل هايى كه گفتى، فقط على(ع) شايستگى خلافت را دارد .
مگر شما قبول نداريد اوّلين كسى كه به پيامبر ايمان آورد على(ع) بود ؟ اگر شايستگى خلافت به فاميل بودن با پيامبر است على(ع) كه پسر عموى پيامبر است ، به راستى كدام يك از شما مهاجران ، پسر عموى پيامبر هستيد ؟
مگر پيامبر با على(ع) پيمان برادرى نبست ؟ اى ابوبكر ! بارها پيامبر فرمود: «على ، برادر من در دنيا و آخرت است» ؟[21]
به خدا قسم ، امروز مى فهمم كه چرا پيامبر اين جمله را اين همه براى شما تكرار مى كرد .
او مى دانست كه تو يك روز اينجا مى ايستى و براى خلافت ، به اين دو دليل اشاره مى كنى !
اكنون كه ابوبكر فتنه را خاموش كرده است آيا مردم را به سوى على(ع) دعوت خواهد كرد ؟ به فرض كه ما اصلا كار به روز غدير خُمّ نداشته باشيم ، اكنون با سخنان ابوبكر ، خلافت و حقانيّت على(ع) ثابت شده است .
امّا وقتى من نگاه به چهره ابوبكر مى كنم ، مى فهمم او برنامه ديگرى در سر دارد . شايد بگويى چه برنامه اى ؟ با من همراه باش .
 
*   *   *
7
 
آنجا را نگاه كن !يكى از بزرگان قبيله خزرج جلو مى آيد و با صداى بلند مى گويد: «به اين سخنان ابوبكر گوش نكنيد و فريب او را نخوريد . ما بوديم كه وقتى مردم مكّه ، پيامبر را از آن شهر راندند به آن حضرت پناه داديم و ما با تمام وجود ، او را يارى كرديم ، براى همين ، امروز ، خلافت ، حقّ ما مى باشد . اگر مهاجران سخن شما را قبول نكنند آنها را از اين شهر بيرون مى كنيم ».
آنگاه ، نگاهى به ابوبكر ، عُمَر و ديگر مهاجرانى مى كند كه در اينجا هستند و مى گويد: «به خدا قسم ، هر كس با ما مخالفت كند با شمشيرهاى ما روبرو خواهد  بود» .[22]
بار ديگر ، هياهو به پا مى شود ، همه سخن اين گوينده را با فرياد خود تأييد مى كنند . نگاه كن ! مهاجران ، همه ترسيده اند .
مردم مدينه (انصار) و مهاجران كه تا ديروز با هم برادر بودند ، اكنون براى رياست دنيا در مقابل يكديگر قرار گرفته اند و تشنه خون همديگر شده اند .
تعداد مهاجران اندك است ، و ديگر اميدى براى آنها نيست ، كار به جاى حسّاسى رسيده است ، سخن از شمشير است و خونريزى !
همه چيز آماده است براى اين كه مردم با سعد بيعت كنند ، آرى ، سعد ، بزرگِ طايفه خزرج مى رود كه بر تختِ خلافت بنشيند .
 
*   *   *
8
 
در اين ميان نگاه من به بَشير مى افتد ، نمى دانم او را مى شناسى يا نه ؟
او اهل مدينه است ، امّا هميشه به سعد حسادت مىورزيده است. درست است كه سعد ، رئيس قبيله اوست، ولى او نمى تواند ببيند كه سعد خليفه مسلمانان  بشود .
حسد در وجود او ، آتشى روشن نموده است ، اكنون او برمى خيزد و شروع به سخن مى كند : «اى مردم ، درست است كه ما پيامبر را به شهر خود دعوت كرديم و او را تا پاى جان يارى كرديم ، ولى همه شما مى دانيد كه ما براى خدا اين كار را انجام داديم ، نه براى رسيدن به دنيا . آرى ، هدف ما رضايت خدا بود ، ما مى خواستيم دين خدا را يارى كنيم . امروز نزديكان پيامبر ، بيش از ما شايستگىِ خلافت را دارند ، من از شما مى خواهم تا حرف آنها را قبول كنيد ».[23]
سخن بشير ، بار ديگر همه را به فكر مى اندازد . آرى ، خاندان پيامبر بيش از همه ، شايستگى خلافت را دارند .
اكنون بايد خلافت را به نزديكان پيامبر سپرد ، امّا چه كسى از على(ع) به پيامبر نزديك تر ؟ مگر پيامبر او را برادر خود خطاب نمى كرد ؟ مگر در روز غدير ، پيامبر او را به عنوان جانشين خود معرّفى نكرد ؟ كاش يك نفر اينجا بود و مردم را به ياد سخنان پيامبر مى انداخت .
در اين ميان ، يكى از انصار از جاى خود بر مى خيزد و اين چنين مى گويد: «اى  مردم مدينه ، پيامبر از مهاجران بود و همه ما ، انصار و ياوران او بوديم ! امروز هم ما ياوران و انصارِ كسى خواهيم بود كه جانشين او باشد ».[24]
همه با سخن او به فكر فرو مى روند ، انصار بايد يار و ياورِ پيامبر و خليفه او باقى بمانند و خودشان نبايد خليفه بشوند .
ابوبكر برمى خيزد و در حقّ گوينده اين سخن دعا مى كند و به او مى گويد: «خدا به تو جزاى خير دهد ! تو چقدر زيبا سخن گفتى» .[25]
در اين ميان عُمَر برمى خيزد ، گويا او مى خواهد براى مردم سخن بگويد .
همه مردم ساكت مى شوند و او شروع به سخن مى كند ، سخن او كوتاه و مختصر است: «اى مردم ، بياييد با كسى كه از همه ما پيرتر است بيعت كنيم ».[26]
به راستى منظور عُمَر كيست ؟ آيا سنّ زياد ، مى تواند ملاك انتخاب خليفه باشد ؟ آخر چرا بايد به دنبال سنّت هاى غلط روزگار جاهليّت باشيم ؟
آيا درست است كه با رفتن پيامبر از ميان ما ، بار ديگر به رسم و رسوم آن روزگاران توجّه كنيم ؟
 
*   *   *
9
 
ناگهان ابوبكر رو به جمعيّت مى كند و مى گويد: «اى مردم ! بياييد با عُمَر بيعت  كنيد» .
مردم به يكديگر نگاه مى كنند ، همه فرياد مى زنند: «نه ، ما با او بيعت نمى كنيم» .
عُمَر رو به آنها مى كند و مى گويد: «به چه دليلى با من بيعت نمى كنيد ؟» 
مردم مى گويند: «ما از خودخواهى تو مى ترسيم» .
عُمَر قدرى فكر مى كند و در جواب مى گويد: «پس بياييد با ابوبكر بيعت كنيم» ، امّا ابوبكر بار ديگر پيشنهاد بيعت با عُمَر را مى دهد .[27]
همه نگاه ها به سوى آن دو خيره مى شود .
ناگهان عُمَر از جا برمى خيزد و مى گويد: «اى ابوبكر ، من هرگز بر تو سبقت نمى گيرم ، تو بهترين ما هستى ، دستت را بده تا با تو بيعت كنم» .[28]
نگاه كن !عُمَر دست ابوبكر را مى گيرد و مى گويد: «اى مردم ! با ابوبكر بيعت  كنيد» .[29]
حتماً بشير را به خاطر دارى ، همان كه لحظاتى قبل به تأييد سخنان ابوبكر براى مردم سخن گفت ، او بلند مى شود و به سوى ابوبكر مى رود و با او بيعت  مى كند .[30]
آرى ، اوّلين كسى كه با خليفه بيعت مى كند بشير است ، او براى اين كه به سعد حسادت مىورزد و مى ترسد سعد خليفه شود با ابوبكر بيعت مى كند .
يكى از بزرگان مدينه ، رو به بشير مى كند و مى گويد: «اى بشير ، به خدا قسم ، حسدى كه به سعد داشتى تو را وادار كرد تا با ابوبكر بيعت كنى ، تو مى ترسيدى كه سعد خليفه شود» .[31]
بعد از آن عُمَر با ابوبكر بيعت مى كند .
خوب دقّت كن ، همانگونه كه برايت گفتم مدينه از دو قبيله بزرگ  (اوس و خزرج) تشكيل شده است و اين دو قبيله ساليان سال با هم جنگ و خونريزى داشته اند .
اكنون ، بزرگان قبيله اوس با خود فكر مى كنند ، اگر سعد (رئيس قبيله خزرج) ، خليفه شود اين افتخارى براى قبيله خزرج خواهد بود .
آن مرد را نگاه كن ! رئيس قبيله اوس را مى گويم . او با صداى بلند فرياد مى زند: «به خدا قسم اگر با ابوبكر بيعت نكنيد قبيله خزرج براى هميشه بر شما حكومت خواهند كرد» .[32]
حسدورزى بزرگان قبيله اوس ، آنها را به بيعت با ابوبكرتشويق مى كند . بزرگان  قبيله اوس را نگاه كن كه چگونه به سوى ابوبكر مى روند و با او بيعت  مى كنند .
وقتى كه بزرگان قبيله اوس بيعت كردند همه افرادِ آن قبيله هم برمى خيزند و با خليفه بيعت مى كنند .
ببين ، چگونه مردم براى بيعت با ابوبكر ، سر از پا نمى شناسند ، چگونه تعصّب و روحيه قبيله گرى ، مردم را از راه راست ، دور كرد .
همه افراد قبيله اوس با ابوبكر بيعت مى كنند .
به اين سادگى ، اهلِ سقيفه با ابوبكر بيعت مى كنند . تا اين لحظه ، هيچ كس سخن از رأى گيرى و شورا به ميان نياورده است ، اينجا سخن از رأى گيرى نيست .
اگر كسى بگويد اينجا ، در سقيفه ، رأى گيرى شده است ، دروغ گفته است . براى اين كه در اينجا ، على(ع) ، مقداد ، سلمان ، ابوذر ، عمّار و جمعى ديگر از ياران گرامى پيامبر حاضر نيستند ، يك نفر از بنى هاشم هم در اينجا نيست ، آيا آنها جزء مسلمانان نيستند ؟ آيا آنها حقّ رأى نداشتند ؟
امروز در اينجا مردم با ابوبكر بيعت كردند به اين دليل كه او از خاندان پيامبر است و اوّلين كسى است كه مسلمان شده است ، امّا همه مى دانند على(ع) نزديك ترين مردم به پيامبر است و زودتر از ابوبكر اسلام آورده است .
قبيله اوس با ابوبكر بيعت كردند زيرا امروز آن اختلاف و كينه اى كه ساليان سال ، ميان اين دو قبيله وجود داشت ، زنده شد.
آيا مى دانى ميان اين دو قبيله، قبل از اسلام ، جنگ سختى در گرفت و خون هاى زيادى به زمين ريخته شد؟ آنها آن روز را «روز بُعاث» نام نهادند، روزى كه جوانان زيادى بر خاك و خون غلطيدند .[33]
در آن روز قبيله خزرج ، پيروز ميدان جنگ شده بود و امروز قبيله اوس مى خواهد انتقام خود را از سعد (بزرگ قبيله خزرج) بگيرد .[34]
آرى ، اگر قبيله اوس با ابوبكر بيعت مى كنند براى اين است كه مى خواهند سعد (بزرگ قبيله خزرج) خليفه نشود !
آنها خيال مى كنند اگر با ابوبكر بيعت نكنند حتماً سعد خليفه خواهد شد . چه كسانى اين آتش زير خاكستر (كينه بين اوس و خزرج) را امروز روشن كردند؟
آرى ، عدّه اى مى دانستند كه اختلاف اين دو قبيله براى موفقيّت آنها لازم است و براى همين نقشه خود را به خوبى اجرا كردند .
 
*   *   *
10
 
آيا به ياد دارى اوّلين كسى كه با ابوبكر بيعت كرد كه بود ؟
بشير را مى گويم ، او كه يكى از بزرگان قبيله خزرج است ، به علّت حسدى كه نسبت به پسرعموى خود ، سعد ، دارد با ابوبكر بيعت كرد تا مبادا سعد ، خليفه  شود .
اكنون ، با بيعت كردن بشير، در قبيله خزرج اختلاف افتاده است ، عدّه اى طرفدار كار بشير هستند و عدّه اى هم مخالف .
نگاه كن !بشير مشغول سخن گفتن با افراد قبيله خود (قبيله خزرج) است ، او به آنها اين چنين مى گويد: «اكنون كه همه دارند با ابوبكربيعت مى كنند ، پس ما از آنها عقب نيفتيم» .
عدّه اى با او موافق مى شوند و مى روند و با ابوبكر بيعت مى كنند .
سعد (رئيس قبيله خزرج) با مردم سخن مى گويد ، امّا ديگر كسى به سخن او گوش نمى كند ، او هر طور هست مى خواهد مانع شود تا قبيله او با ابوبكر بيعت  كنند .
امّا ديگر فايده اى ندارد ، مردم از هر طرف هجوم مى آورند ، و سعد ، بزرگ طايفه خزرج در زير دست و پا قرار مى گيرد .
عدّه اى از طرفداران سعد فرياد مى زنند: «آرام بگيريد ، مواظب باشيد مبادا سعد در زير دست و پاى شما پايمال شود» .
در اين ميان عُمَر فرياد مى زند: «سعد را بكُشيد ، او را زير دست و پا ، پايمال  كنيد» .[35]
عُمَر به طرف سعد مى رود و به او مى گويد: «اى سعد ، من دوست دارم آن چنان زير دست و پاىِ مردم ، پايمال شوى كه همه اعضاى بدنت در هم كوبيده  شود» .[36]
قيس ، پسرِ سعد ، اين سخن را مى شنود جلو مى آيد و ريش عمررا در دست مى گيرد و مى گويد: «به خدا قسم اگر مويى از سر پدرم كم شود نخواهم گذاشت از اينجا سالم بيرون بروى» .[37]
ابوبكر اين صحنه را مى بيند ، با عجله به سوى عُمَر مى آيد و به او مى گويد: «اى عُمَر ، آرام باش ، امروز ، روزى است كه ما بايد با آرامش با مردم برخورد كنيم ، خشونت، ما را از هدف خود دور مى كند» .[38]
عُمَر با شنيدن اين سخن ، آرام مى شود وتصميم مى گيرد تا صحنه را ترك كند و سعد را به حال خود بگذارد .
اكنون سعد رو به عُمَر مى كند و مى گويد: «اگر من بيمار نبودم و قدرت داشتم با شما جنگ مى كردم» .
آنگاه او به فرزندان خود مى گويد: «مرا از اينجا ببريد» . فرزندان سعد، پدر خود را از سقيفه بيرون مى برند .[39]
 
*   *   *
11
 
به خليفه خبر مى دهند كه سعد به منزل خود رفته است . بايد هر طور هست او را به سقيفه باز گرداند ، او بايد بيعت كند ، مگر مسلمانان ، همه با ابوبكر بيعت نكردند ، او چرا مى خواهد اتّحاد مسلمانان را به هم بزند ؟
از اينجا ديگر ، كم كم ، سخن اهل سقيفه تغيير مى كند .
آرى ، حالا ديگر هر كس با خليفه مخالف باشد و با او بيعت نكند با اسلام مخالف است .
حتماً تعجّب مى كنى . آرى ، اكنون كه بيشتر مسلمانان با ابوبكر بيعت كرده اند، ديگر او، نماد اسلام شده است و مخالفت با او مخالفت با اسلام است !
خليفه ، عدّه اى را به خانه سعد مى فرستد تا از او بخواهند كه براى بيعت كردن به سقيفه بيايد .
فرستاده خليفه به خانه سعد مى رود و پيامِ خليفه را به او مى رساند .
سعد در جواب مى گويد: «تا جان در بدن دارم هرگز با شما بيعت نخواهم كرد» .
فرستاده خليفه به سوى سقيفه باز مى گردد و سخن سعد را براى خليفه باز  مى گويد .
خليفه به فكر فرو مى رود كه اكنون چه بايد كرد . عُمَر رو به خليفه مى كند و مى گويد: «اى خليفه ، سعد را به حال خود نگذار ، او بايد با شما بيعت كند» .
در اين ميان يكى از اطرافيان به خليفه مى گويد: «سعد را به حال خود بگذاريد ، او آدم لجبازى است ، او هرگز با شما بيعت نخواهد كرد تا كشته شود و با ريختن خون او ، تمام قبيله او در فكر انتقام خواهند افتاد و اين براى خلافت شما خوب نيست ، او پيرمردى مريض است و يك پيرمرد مريض و تنها ، هيچ كارى بر ضدّ شما نمى تواند انجام دهد» .
خليفه اين سخن را مى پسندد و ديگر كسى را به دنبال سعد نمى فرستد .[40]

برای ادامه مطالعه کتاب  مراجعه کنید :  درباره اين کتاب

مردی با 39 همسر گینسی شد!

صاحب بزرگترین خانواده جهان گینسی شد.
به گزارش ، یک مرد هندی با داشتن ۳۹ همسر عنوان دارنده بزرگترین خانواده جهان را در کتاب رکوردهای جهانی گینس بدست آورد.


به گزارش "ندای انقلاب" به نقل از ایسنا، این مرد ۶۶ ساله با داشتن ۳۹ همسر، ۹۴ فرزند و ۳۳ نوه رکورد جدید را از آن خود کرد. این خانواده بزرگ همگی در یک ساختمان چهار طبقه با ۱۰۰ اتاق در یک منطقه روستایی کوهستانی و دورافتاده در مرز بین‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ برمه و بنگلادش زندگی می کنند.

گوشی موبایل خود را در عرض یک ثانیه شارژ کنید!

تصور کنید که بتوانید گوشی موبایل خود را در عرض یک ثانیه شارژ کنید . واقعا جالب و هیجان انگیز است . مخصوصا برای افرادی که با موبایل های شان ساعات طولانی کارهای سنگینی مثل وبگردی و یا بازی انجام می دهند .

تصور کنید که بتوانید گوشی موبایل خود را در عرض یک ثانیه شارژ کنید . واقعا جالب و هیجان انگیز است . مخصوصا برای افرادی که با موبایل های شان ساعات طولانی کارهای سنگینی مثل وبگردی و یا بازی انجام می دهند .

به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از گویا آی تی، شاید این رویای شما در آینده ای نه چندان دور به واقعیت تبدیل شود . به لطف دانشمندان دانشگاه ایلینویز ، یک باتری بسیار کوچک و قدرتمند تولید شده است که از یک تکنولوژی بهبود یافته بهره می برد . این میکروباتری جدید حدود ۱۰۰۰ بار سریع تر از باتری های معمولی شارژ می شود

r-MICROBATTERIES-large570گفتیم که این باتری ها کوچک هستند . اما چقدر کوچک ؟ این باتری ها به اندازه یک کارت اعتباری نازک خواهند بود . آقای ویلیام پی.کینگ که یکی از دانشمندان این پروژه است می گوید : ” بخش های تجزیه و تحلیل کامپیوترها به سرعت در حال کوچک تر شدن هستند . اما باتری ها نسبتا در این زمینه عقب افتاده اند . این میکروتکنولوژی می تواند تمامی این مسائل را تغییر دهد . این باتری ها بازدهی بسیار بالایی دارند . “

این باتری ها نه تنها به اندازه کافی کوچک هستند که بتوانند در موبایل ها و گجت ها جای بگیرند ، بلکه به اندازه کافی نیز قدرتمند می باشند تا انرژی لازم برای تجهیزات ضروری را فراهم بیاورند . در واقع آنها به اندازه ای قدرتمند هستند که می توانند انرژی لازم برای استارت زدن خودروتان را تامین کنند .

دانشمندان این پروژه اکنون در حال پیدا کردن راهی هستند تا بتوانند این باتری ها را با قیمتی ارزان تر به دست مصرف کنندگان برسانند .


منبع: برسام

خواص گیاه بادرنجبویه


گیاه دارویی بادرنجبویه

بادَرَنجبویه یا بادَرَنگْبویه یا وارَنگ‌بو (Melissa officinalis) گیاهی است معطر و علفی. این گیاه از راسته لب‌گلی‌ها (Lamiales) و تیره نعنائیان (Lamiaceae) است.


برداشت این گیاه معمولا در اواخر اردیبهشت، قبل از ظهور گل ها انجام می شود. برگ ها و سرشاخه ها پس از برداشت، در جریان هوا  قرار می گیرند تا به سرعت خشک شوند و پس از آن در محل تاریک و خشک نگهداری می گردند.

این گیاه بومی مناطق مدیترانه ای است و در اروپا و آسیا نیز انتشار دارد. در ایران در کنار مجاری آب ها و مناطق اطراف تهران، در شمال ایران در رشت و اطراف آن ، رودبار و در آذربایجان و مناطق شرقی ایران و استان های غربی می روید.

ساقه‌های آن چهارگوش بوده و کمی کرکدار است و به بلندی سی تا هشتاد سانتی‌متر می‌رسند. برگ‌های زرد مایل به سبز آن به شکل بیضی و یا قلب هستند و لبه‌ آنها دندانه دندانه است. وقتی برگها له ‌شوند، بوی لیمو شیرین از آنها متصاعد می شود.

از اواخر تابستان تا اواسط پاییز، سنبله گل های کوچک بادرنجبویه به رنگ زرد که بعدا به صورتی کم رنگ یا سفید تبدیل می‌شوند، ظاهر می‌گردد.

این گیاه به کمبود آهن حساس می‌باشد و در خاک‌هایی که از لحاظ آهن فقیر هستند اضافه نمودن کودهای آهن دار ضروری است.

گیاه بادرنجبویه یا وارنگ بو محبوب زنبور عسل است، همچنین موجب از بین رفتن افسردگی می شود و داروی مورد علاقه ابوعلی سینا بود.

ملیسا (Melissa) نام علمی بادرنجبویه است که از واژه‌ای یونانی، به معنای زنبور گرفته شده است، این گیاه محبوب زنبور عسل است. وقتی زنبور مسافت زیادی از کندو دور می‌شود، با عطر این گیاه راه بازگشت خود را پیدا می‌کند.

گفته می‌شود که زنبورهای عسل هیچگاه باغی را که بادرنجبویه در آن می‌روید ترک نمی‌کنند و کندوی معطر به بوی این گیاه، زنبورهای جدیدی را تشویق می‌کند که در آن کندو اقامت گزینند.

 

ترکیبات شیمیایی

از نظر ترکیبات شیمیایی در اندام سبز این گیاه موادی مانند اسیداولئیک، سیترال، ژرانیول و رزماری اسید وجود دارد. این گیاه دارای اسانس روغنی فرار است که به عنوان منبع غنی از سیترال است. سیترال بوی تند لیمویی دارد و معمولا از مرکبات و از این گیاه گرفته می شود و در صنعت عطرسازی مصرف دارد.

همچنین در برگ های بادرنجبویه تانن ها وجود دارند. از دیگر ترکیبات آن می توان لیمونن و فلاونوئیدها را نام برد.

 

خواص درمانی بادرنجبویه

بادرنجبویه داروی مورد علاقه پزشک بزرگ ایرانی، ابوعلی‌سینا بود که جهت تقویت قلب و انبساط روح تجویز می کرده است.

استفاده از این گیاه به عنوان یک داروی ضد افسردگی تا قرن هفدهم ادامه داشت. آزمایش‌های جدید بر روی حیوانات آزمایشگاهی نشان می دهد که این گیاه همانند یک داروی مسکن بر روی دستگاه عصبی مرکزی عمل می کند و به همین دلیل آرام بخش است.

این گیاه به اشکال مختلفی از قبیل اسانس، عصاره روغنی، روغن، پماد، کمپرس و دم‌کرده استفاده می‌شود. بادرنجبویه دارای طبیعت گرم و خشک است. خواص آن عبارتند از :

* آرام بخش اعصاب

* ضد بیماری های قلب، معده و روده

* مفرح و نشاط آور

* خوشبوکننده دهان

* اسانس این گیاه در آرام کردن درد معده با منشاء عصبی، احساس چنگ‌زدگی در معده، تپش قلب، سردردهای یک طرفه، سرگیجه، عصبانیت، بی‌خوابی، استفراغ های دوران بارداری، درد عصبی دندان و رفع تندخویی در دختران جوان و زنان موثر است.

* بالا برنده فشار خون

* ضد اسپاسم، ضد درد، نیرو دهنده، ضد تشنج

* برای رفع احساس صداهای مبهم در گوش، هیستری، مالیخولیا

گیاه دارویی بادرنجبویه

خواص برگ بادرنجبویه

برگ این گیاه، بهترین دارو برای کسی است که هنگام نگرانی و اضطراب دچار ناراحتی معده می شوند. دم کرده آن نیز جهت بهبود تهوع، مراحل اول سرماخوردگی، خستگی عصبی و افسردگی مفید است.

ضماد برگ این گیاه برای بهبود درد مفاصل مفید است.

در اسپانیا، برگ بادرنجبویه را به سس سالاد اضافه می‌کنند و برگ تازه آن را با چای معمولی مخلوط و یک نوشیدنی مطبوع تهیه می‌کنند.

 

روغن بادرنجبویه

کمپرس، پماد و روغن حاصل از این گیاه جهت دفع حشرات و درمان زخم نیش آنها و رفع تنش عصبی، از زمان ابن سینا تجویز شده است. گیاه پزشکان و عطاران، روغن بادرنجبویه را برای از بین بردن افسردگی، نگرانی، بی قراری و سردردهای عصبی تجویز می‌کنند.

از آنجا که روغن این گیاه عامل اصلی درمانی گیاه است، توصیه شده است که از مصرف خشک شده‌ گیاه خودداری و تازه آن استفاده شود.

هر چند که این گیاه هم همانند بسیاری از گیاهان دارویی دارای خواص مفید است، ولی از مصرف بیش از اندازه آن باید خودداری کنید و در صورت داشتن یک بیماری خاص و مصرف یک داروی خاص از مصرف خودسرانه آن پرهیز نمایید و قبل از مصرف آن با پزشک مشورت کنید.

جوشانده یا شربت بادرنجبویه

جوشانده یا شربت آن برای تقویت معده ، کبد و ازدیاد هوش و حافظه تجویز می شود. همچنین برای تنگی نفس و برای استحکام لثه و دندان ها مفید است و سکسکه را آرام می کند.

 

دم کرده بادرنجبویه

دم کرده آن تعریق بدن را افزایش می‌دهد که راه درمان سنتی سرماخوردگی‌های همراه با تب است. همچنین نوشیدن دم کرده ی بادرنجبویه بعد از غذا به هضم آن کمک می‌ کند.

 

 چند نسخه گیاهی از بادرنجبویه برای تقویت قلب

نسخه شماره 1-

سنبل الطیب                  یک قسمت

گل گاو زبان                   یک قسمت

بادرنجبویه                     یک قسمت

طرز تهیه و مقدار مصرف :

یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا کوبیده شده باشد، در یک لیوان آب جوش بریزید و مدت 15 دقیقه باقی بگذارید تا دم بکشد. سپس آن را صاف کرده و روزی دو بار، هر بار یک فنجان، صبح و شب نیم ساعت بعد از غذا میل کنید .

 

نسخه شماره 2-

گل زالزالک                   30 گرم

بادرنجبویه                     10 گرم

سنبل الطیب                 5 گرم

طرز تهیه و مقدار مصرف :

یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا کوبیده شده باشد، در یک لیوان آب جوش بریزید و 20 دقیقه باقی بگذارید تا دم بکشد. سپس آن را صاف کرده و روزی دو بار، هر بار یک فنجان، صبح و شب نیم ساعت بعد از غذا میل کنید .

 

نسخه شماره 3-

گل زالزالک                        30 گرم

بادرنجبویه                         10 گرم

بابونه                              10 گرم

زیره                                10 گرم

طرز تهیه و مقدار مصرف :

یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا کوبیده شده باشد، در یک لیوان آب جوش بریزید و 20 دقیقه باقی بگذارید تا دم بکشد. سپس آن را صاف کرده و روزی دو بار، هر بار یک فنجان، صبح و شب نیم ساعت بعد از غذا میل کنید .

 

عوارض جانبی

- بهتر است اشخاص گرم مزاج این گیاه ذا نخورند و اگر هم مصرف کردند، برای رفع عوارض آن می توانند از گل بنفشه و سکنجبین استفاده کنند.

- تهوع و گیجی

- تحریکات پوستی

- در مواردی ناراحتی گوارشی

- خستگی عمومی، احساس سنگینی در سر، بی حسی و سپس خواب عمیق و کاهش فشار خون (در مصرف بیش از حد)

 

تداخلات دارویی

مصرف همزمان بادرنجبویه با داروهای زیر می تواند تاثیر این داروها را کم کند و با عملکرد آن ها تداخل نماید. لذا در صورت مصرف یک داروی خاص ، قبل از خوردن بادرنجبویه، حتما با پزشک خود مشورت کنید:

 - ضد صرع ها مانند کاربامازپین، فنی توئین، والپروات سدیم

- باربیتورات ها مانند فنوباربیتال

- بنزودیازپین ها مانند آلپرازولام و دیازپام

- خواب آور ها مانند زولپی دم، سوناتا، lunesta، Rozerem

- ضد افسردگی های سه حلقه ای مانند آمی تریپتیلین، نورتریپتیلین، دوکسپین، آموکسیپین

- داروهای هایپرتیروئیدی و هایپوتیروئیدی مانند متی مازول، پروپیل تیویوراسیل، لوتیروکسین، لووکسیل، synthroid، unithroid

- دیفن هیدرآمین، doxylamine

 

موارد منع مصرف و احتیاط

- اختلالات هورمون های تیروئیدی

- افرد مبتلا به گلوکوم (آب سیاه چشم)

- بارداری و شیردهی

- افرد حساس به آسپیرین

- کودکان

 

هشدارهای مهم

1. از مصرف خودسرانه داروهای گیاهی خودداری کنید.

2. داروهای گیاهی نیز بی خطر و بدون عارضه نیستند، لذا بدون نظر پزشک در هر شرایطی قابل استفاده نمی باشند.

3. در صورت داشتن هر گونه بیماری خاص یا مصرف دارویی خاص، قبل از استفاده از گیاه دارویی با پزشک مشورت کنید.

4. در صورت بروز هر نوع واکنش حساسیتی، باید مصرف این گیاه را قطع کنید.

5. با مشاهده هر گونه عارضه جانبی به پزشک اطلاع دهید.

فرآوری : مریم سجادپور

بخش تغذیه و سلامت تبیان


منابع :

ویستا

سلامت نیوز

ویکی پدیا

آی آر طب

سایت معاونت غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی قم - دکتر سمیه آقامحمدزاده

عکس/ورزشگاه آزادی پس ازمراسم پنجشنبه




اینفوگرافیک/ سیر تکامل تدریجی جیمیل!


اینفوگرافیک/ سیر تکامل تدریجی جیمیل!

۲۳ فروردین ۱۳۹۲ توسط محسن صحافی در اينترنت | ۴ نظر

فارنت: همین دوازدهم فروردین بود که جیمیل ۹ ساله شد. بسیاری از کاربران فعلی اینترنت روزهای اول جیمیل را بخاطر دارند. روزهایی که کاربران یاهو که آن روزها تقریبا اکثریت کاربران را تشکیل می‌دادند کنجکاوانه به این سرویس پست الکترونیکی می‌پیوستند و بسیاری از آنها رفته رفته این سرویس را به تمام سرویس‌های موجود ترجیح دادند.

اینفوگرافیک زیر تمام اتفاقات مهمی است که بر سر جیمیل در این ۹ سال آمده است. اگر چه این روزها در ایران به سختی در دسترس قرار گرفته اما همچنان ارزش این سختی‌ها را دارد!

همانطور که در این اینفوگرافیک می‌بینید جیمیل در ۱۳ فروردین ۱۳۸۳ به صورت آزمایشی آغاز بکار کرده است. اگر عبارت Gmail is different. Here’s what you need to know را در کادر جستجوی جیمیل خود جستجو کنید به ایمیلی خواهید رسید که تاریخ آن در واقع روز پیوستن شما به جیمیل است! برای من این تاریخ اول اردیبهشت ۱۳۸۳ بود برای شما چطور؟

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر بر روی آن کلیک کنید.

Gmail-Infographic-Small

 Source: Google